<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>Comments on: کمبود نیروی انسانی! چرا؟</title>
	<atom:link href="http://www.businessofsoftware.ir/127/lack-of-hr/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.businessofsoftware.ir/127/lack-of-hr/</link>
	<description>گاه نوشته‌های ناصر غانم‌زاده درباره شرکت‌های نوپا، کارآفرینی و کسب‌وکار نرم‌افزار</description>
	<lastBuildDate>Fri, 03 Feb 2012 14:11:22 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.1</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>By: Soulless</title>
		<link>http://www.businessofsoftware.ir/127/lack-of-hr/comment-page-1/#comment-1242</link>
		<dc:creator>Soulless</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://opatan.wordpress.com/?p=115#comment-1242</guid>
		<description>یه روز یکی از استادام به نکته جالبی اشاره کرد، اینکه خیلی از کسایی که تجربه‌ها و موفقیت‌های خوبی رو در بازار کار کسب کردند و از نظر علمی می‌تونن در دانشگاه فردی موثر باشند از دانشگاه‌ها رونده میشن. از طرفی هم اکثر اساتیدی(به همه اساتید جسارت نمی‌کنم) که در دانشگاه تدریس می‌کنند با بازار کار فاصله دارند.

از نظر من مشکل اصلی، من و امثال منیم (من و دانشجو‌هایی مثل من). اگر چیزی یاد می‌گیریم دوست داریم انحصاری یاد بگیریم. دوست داریم پول دربیاریم، اما نمی‌دونیم چه جوری؟! (اشاره به کتاب پدر پول‌دار پدر بی‌پول که هرگر نخوندمش) حتی ذره‌ای هم درباره بازار کالا و خدمات شناخت نداریم. میدونیم پژوهش علمی خوبه اما خب این چیزا که واسه ما نیست! تا حالا فقط اسم کار‌آفرینی به گوشمون خورده. نه مهارت‌های لازمش رو داریم نه اعتماد به نفس برای انجام کار‌های اقتصادی. در برابر کشورمون احساس مسئولیت نمی‌کنیم. و از همه بدتر یادگرفته‌ایم که کوچک فکر کنیم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یه روز یکی از استادام به نکته جالبی اشاره کرد، اینکه خیلی از کسایی که تجربه‌ها و موفقیت‌های خوبی رو در بازار کار کسب کردند و از نظر علمی می‌تونن در دانشگاه فردی موثر باشند از دانشگاه‌ها رونده میشن. از طرفی هم اکثر اساتیدی(به همه اساتید جسارت نمی‌کنم) که در دانشگاه تدریس می‌کنند با بازار کار فاصله دارند.</p>
<p>از نظر من مشکل اصلی، من و امثال منیم (من و دانشجو‌هایی مثل من). اگر چیزی یاد می‌گیریم دوست داریم انحصاری یاد بگیریم. دوست داریم پول دربیاریم، اما نمی‌دونیم چه جوری؟! (اشاره به کتاب پدر پول‌دار پدر بی‌پول که هرگر نخوندمش) حتی ذره‌ای هم درباره بازار کالا و خدمات شناخت نداریم. میدونیم پژوهش علمی خوبه اما خب این چیزا که واسه ما نیست! تا حالا فقط اسم کار‌آفرینی به گوشمون خورده. نه مهارت‌های لازمش رو داریم نه اعتماد به نفس برای انجام کار‌های اقتصادی. در برابر کشورمون احساس مسئولیت نمی‌کنیم. و از همه بدتر یادگرفته‌ایم که کوچک فکر کنیم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: کامپیوتر، برنامه نویسی، تکنولوژی &#187; پندهایی به دانشجویان کامپیوتر: چشمان خود را باز کنید</title>
		<link>http://www.businessofsoftware.ir/127/lack-of-hr/comment-page-1/#comment-775</link>
		<dc:creator>کامپیوتر، برنامه نویسی، تکنولوژی &#187; پندهایی به دانشجویان کامپیوتر: چشمان خود را باز کنید</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://opatan.wordpress.com/?p=115#comment-775</guid>
		<description>[...] در پست «کمبود نیروی انسانی! چرا؟» از کمبود نیروی انسانی توانا در حوزه کامپیوتر گله [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] در پست «کمبود نیروی انسانی! چرا؟» از کمبود نیروی انسانی توانا در حوزه کامپیوتر گله [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: امیر حصاری</title>
		<link>http://www.businessofsoftware.ir/127/lack-of-hr/comment-page-1/#comment-705</link>
		<dc:creator>امیر حصاری</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://opatan.wordpress.com/?p=115#comment-705</guid>
		<description>این موضوع کاملا درسته و دوستان هم اشارات خوبی داشتند اما یه دلیل که بنظر من جا افتاده اینه که ما در هر موقعیتی که باشیم کار تیمی بلد نیستیم ویادمون میره که قدرت زنجیر به اندازه قدرت ضعیفترین حلقه اونه. شرکتها دنبال یه فرد کامل با حقوق کم میگردن که هزینه آموزش نداشته باشه و برنامه نویسها هم برعکس دنبال یه جا با حقوق بالا. چرا تو اغلب فرمهای درخواست کار میزان حقوق درخواستی ذکر میشه؟ بنظر من چون سیاست بلند مدت کاری شرکتها رو حتی خود شرکتها نمیدونن. چون بدون فکر شرکت ها تاسیس میشن . اگر سرمایه گذار داشته باشن ریخت و پاش میکنن و فیگور شرکت با کلاس داشتن رو میگیرن. شرکتها در ایران فقط مغازه های خوش تیپ هستن.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این موضوع کاملا درسته و دوستان هم اشارات خوبی داشتند اما یه دلیل که بنظر من جا افتاده اینه که ما در هر موقعیتی که باشیم کار تیمی بلد نیستیم ویادمون میره که قدرت زنجیر به اندازه قدرت ضعیفترین حلقه اونه. شرکتها دنبال یه فرد کامل با حقوق کم میگردن که هزینه آموزش نداشته باشه و برنامه نویسها هم برعکس دنبال یه جا با حقوق بالا. چرا تو اغلب فرمهای درخواست کار میزان حقوق درخواستی ذکر میشه؟ بنظر من چون سیاست بلند مدت کاری شرکتها رو حتی خود شرکتها نمیدونن. چون بدون فکر شرکت ها تاسیس میشن . اگر سرمایه گذار داشته باشن ریخت و پاش میکنن و فیگور شرکت با کلاس داشتن رو میگیرن. شرکتها در ایران فقط مغازه های خوش تیپ هستن.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: aBolfazl</title>
		<link>http://www.businessofsoftware.ir/127/lack-of-hr/comment-page-1/#comment-646</link>
		<dc:creator>aBolfazl</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://opatan.wordpress.com/?p=115#comment-646</guid>
		<description>and All PHD gratuated students are tired of tiring works . they like to be fat executives</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>and All PHD gratuated students are tired of tiring works . they like to be fat executives</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: رضا</title>
		<link>http://www.businessofsoftware.ir/127/lack-of-hr/comment-page-1/#comment-519</link>
		<dc:creator>رضا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://opatan.wordpress.com/?p=115#comment-519</guid>
		<description>اول از دید یک متقاضی نیروی کار بگویم که واقعا فرهنگ کار کردن در بیشتر فارغ التحصیلان ایرانی نیست. شاید دلیلش هم فرهنگ کلی کار در جامعه باشه. نمی توان وقتی در جامعه بیشتر اصل بر کمتر کار کردن و بیشتر درآمد داشتن هست، انتظار داشت که در رشته ای مثل کامپیوتر افراد جور دیگری فکر کنند.
اما یک مورد دیگر هم کلا در مورد رشته کامپیوتر هست  که میشه گفت در تمام دنیا صادق هست. اونهم نرخ جابجائی بیشتر در این رشته است. به این معنی که تعداد افرادی که بیشتر از 3 سال در یک شرکت کار می کنند در رشته کامپیوتر پائین هست. این اتفاق حتی برای شرکتهای بزرگی مثل گوگل و میکروسافت و یاهو و ... هم صادق هست. نمونه بازر اونهم تعداد زیاد شرکتهای موفقی که مدیران آنها قبلا در شرکتها بزگر کار کرده اند  و الان برای خودشان کار میکنند. این به ماهیت این رشته بر میگیردد.
این مورد که در دانشگاه مفاهیم را یاد می دهند و مهارت را یاد نمیدهند هم واقعا درست است. بنظر من باید مثل کشورهای پیشرفته، در دورهای خاصی شرکتها این امکان را داشته باشند که در دانشگاه به معرفی خودشان و محصولاتشان و تکنولوژیهای استفاده شده بپردازند تا دانشجو بتواند در زمینه تکنولوژی دید داشته باشد. در ضمن برگزاری چنین دوره هائی می تواند باعث جذب نیروهای جدید در شرکتها بشه. اما متاسفانه وقتی در ایران از این روش صحبت میشه همه به این فکر میکنند که نه نمیشه دانشگاه را با بخش تجاری قاطی کرد و باید دانشگاه بضورت پژوهشی باقی بمونه.
به هر حال در حال حاضر شرکتها ترجیح می دهند از افرادی که توسط یک معرف، معرفی می شوند استفاده کنند تا اینکه بصورت ناشناس این افراد را برای پستهای کلیدی یک پروژه استخدام کنند. بازهم این موردی است که در مورد بیشتر شرکتهای نرم افزاری و سخت افراری دنیا صدق میکنه. مثلا م یتوانید در گوگا استخدام بشوید اگر یک نفر از داخل شرکت شما را سفارش کرده باشد. البته این امکان هم هست که بصورت ناشناس بروید و بالاخره استخدام بشوید اما شانس زیادی برای اینکار نخواهید داشت.
به هر حال سعی کنید شبکه دوستان خودتان را در زمان دانشجوئی بسازید. این شبکه می تونه به شما در یافتن شغل مناسب و انتقال تجربیات مناسب به شما کمک کنه همانطور که شما به توسعه و پیشرفت این شبکه اجتماعی کمک خواهید کرد.
این مهمترین مسئله هست. داشتن یک شبکه قوی و بزرگ اجتماعی از افرادی که در بازار کار هستند. 
موفق باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اول از دید یک متقاضی نیروی کار بگویم که واقعا فرهنگ کار کردن در بیشتر فارغ التحصیلان ایرانی نیست. شاید دلیلش هم فرهنگ کلی کار در جامعه باشه. نمی توان وقتی در جامعه بیشتر اصل بر کمتر کار کردن و بیشتر درآمد داشتن هست، انتظار داشت که در رشته ای مثل کامپیوتر افراد جور دیگری فکر کنند.<br />
اما یک مورد دیگر هم کلا در مورد رشته کامپیوتر هست  که میشه گفت در تمام دنیا صادق هست. اونهم نرخ جابجائی بیشتر در این رشته است. به این معنی که تعداد افرادی که بیشتر از ۳ سال در یک شرکت کار می کنند در رشته کامپیوتر پائین هست. این اتفاق حتی برای شرکتهای بزرگی مثل گوگل و میکروسافت و یاهو و &#8230; هم صادق هست. نمونه بازر اونهم تعداد زیاد شرکتهای موفقی که مدیران آنها قبلا در شرکتها بزگر کار کرده اند  و الان برای خودشان کار میکنند. این به ماهیت این رشته بر میگیردد.<br />
این مورد که در دانشگاه مفاهیم را یاد می دهند و مهارت را یاد نمیدهند هم واقعا درست است. بنظر من باید مثل کشورهای پیشرفته، در دورهای خاصی شرکتها این امکان را داشته باشند که در دانشگاه به معرفی خودشان و محصولاتشان و تکنولوژیهای استفاده شده بپردازند تا دانشجو بتواند در زمینه تکنولوژی دید داشته باشد. در ضمن برگزاری چنین دوره هائی می تواند باعث جذب نیروهای جدید در شرکتها بشه. اما متاسفانه وقتی در ایران از این روش صحبت میشه همه به این فکر میکنند که نه نمیشه دانشگاه را با بخش تجاری قاطی کرد و باید دانشگاه بضورت پژوهشی باقی بمونه.<br />
به هر حال در حال حاضر شرکتها ترجیح می دهند از افرادی که توسط یک معرف، معرفی می شوند استفاده کنند تا اینکه بصورت ناشناس این افراد را برای پستهای کلیدی یک پروژه استخدام کنند. بازهم این موردی است که در مورد بیشتر شرکتهای نرم افزاری و سخت افراری دنیا صدق میکنه. مثلا م یتوانید در گوگا استخدام بشوید اگر یک نفر از داخل شرکت شما را سفارش کرده باشد. البته این امکان هم هست که بصورت ناشناس بروید و بالاخره استخدام بشوید اما شانس زیادی برای اینکار نخواهید داشت.<br />
به هر حال سعی کنید شبکه دوستان خودتان را در زمان دانشجوئی بسازید. این شبکه می تونه به شما در یافتن شغل مناسب و انتقال تجربیات مناسب به شما کمک کنه همانطور که شما به توسعه و پیشرفت این شبکه اجتماعی کمک خواهید کرد.<br />
این مهمترین مسئله هست. داشتن یک شبکه قوی و بزرگ اجتماعی از افرادی که در بازار کار هستند.<br />
موفق باشید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: مهدی بغدادابادی</title>
		<link>http://www.businessofsoftware.ir/127/lack-of-hr/comment-page-1/#comment-484</link>
		<dc:creator>مهدی بغدادابادی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://opatan.wordpress.com/?p=115#comment-484</guid>
		<description>ادامه به دلیل طولانی بودن نظر قبلی.
از اون طرف شرکتهای نرم افزاری هم مقصر هستند چون بلد نیستند نیروی متخصص تربیت نمایند و انرا نگهداری کنند.توجه کنید که :
1. شرکتهای نرم افزاری دنبال نیروی ارزون و همه کاره اند که مثلا هم پروژه های وبشون را انجام بده و هم Application و ...
2. به فکر بهبود عملکرد اشخاص با هزینه شرکت نمی باشند و شخص رو مجبور می کنند که با هزینه خودش(وقت ، پول و ... ) آنرا بدست بیاورد.
3. به فکر نگهداری نیرو با فراهم کردن امکانات مالی مناسب ، سهیم کردن در سود سهام ، رتبه بندی افراد و تشویقها و ... راهاش زیاد سخت نیست یک سری به گوگل و میکروسافت بزنید نمونه کوچکش رو خودتون اجرا کنید.
4. به فکر R&amp;D نیستند این مفهوم در صنعت ما یعنی از دلفی 7 به دلفی 2007 رفت یا از sql server 2000 به sql server 2005 و این یعنی شکست.
5 . و ....
و در نهایت دولت هم مقصره که بر نظام اموزشی کنترلی ندارد، بر ثبت شرکتها کنترلی ندارد. در واگذاری و توضیع پروژه ها نظارت ندارد و .... و توجه کنید که فقط چون نظارت نداره مقصر است و نباید وارد این مقوله گردد که اگر باز وارد شود که شده باز هم مقصره.

ولی در نهایت من دانشجو مقصرم که فکر آینده خود نیستم و من مدیر شرکت که فقط منافع حال رو می بینم و در نهایت خود ما مقصریم که فقط حرف می زنیم و به فکر تغییر بنیادی در خودمان نیستیم و فکر می کنیم دیگه نمی شه و نمی تونیم.یاد بگیریم که می توانیم تغییر کنیم و می شود بهتر حرکت کرد
ببخشید طولانی شد درد دلی بود که مدتها بر دلم مانده بود یا علی..</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ادامه به دلیل طولانی بودن نظر قبلی.<br />
از اون طرف شرکتهای نرم افزاری هم مقصر هستند چون بلد نیستند نیروی متخصص تربیت نمایند و انرا نگهداری کنند.توجه کنید که :<br />
۱٫ شرکتهای نرم افزاری دنبال نیروی ارزون و همه کاره اند که مثلا هم پروژه های وبشون را انجام بده و هم Application و &#8230;<br />
۲٫ به فکر بهبود عملکرد اشخاص با هزینه شرکت نمی باشند و شخص رو مجبور می کنند که با هزینه خودش(وقت ، پول و &#8230; ) آنرا بدست بیاورد.<br />
۳٫ به فکر نگهداری نیرو با فراهم کردن امکانات مالی مناسب ، سهیم کردن در سود سهام ، رتبه بندی افراد و تشویقها و &#8230; راهاش زیاد سخت نیست یک سری به گوگل و میکروسافت بزنید نمونه کوچکش رو خودتون اجرا کنید.<br />
۴٫ به فکر R&amp;D نیستند این مفهوم در صنعت ما یعنی از دلفی ۷ به دلفی ۲۰۰۷ رفت یا از sql server 2000 به sql server 2005 و این یعنی شکست.<br />
۵ . و &#8230;.<br />
و در نهایت دولت هم مقصره که بر نظام اموزشی کنترلی ندارد، بر ثبت شرکتها کنترلی ندارد. در واگذاری و توضیع پروژه ها نظارت ندارد و &#8230;. و توجه کنید که فقط چون نظارت نداره مقصر است و نباید وارد این مقوله گردد که اگر باز وارد شود که شده باز هم مقصره.</p>
<p>ولی در نهایت من دانشجو مقصرم که فکر آینده خود نیستم و من مدیر شرکت که فقط منافع حال رو می بینم و در نهایت خود ما مقصریم که فقط حرف می زنیم و به فکر تغییر بنیادی در خودمان نیستیم و فکر می کنیم دیگه نمی شه و نمی تونیم.یاد بگیریم که می توانیم تغییر کنیم و می شود بهتر حرکت کرد<br />
ببخشید طولانی شد درد دلی بود که مدتها بر دلم مانده بود یا علی..</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: مهدی بغدادابادی</title>
		<link>http://www.businessofsoftware.ir/127/lack-of-hr/comment-page-1/#comment-483</link>
		<dc:creator>مهدی بغدادابادی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://opatan.wordpress.com/?p=115#comment-483</guid>
		<description>در مورد نبود نیروی کار همه موارد بالا درست است و یک جورایی تمام مشکل را گفته اند ولی بزرگترین مشکل در این حرفه خود ماهیت کار نرم افزار به خصوص برنامه نویسی است که بسیار پویا است و توان زیادی رو برای به روز بودن می طلبه که در هر صورت چه در جایی شاغل باشی چه بیکار .و  یک سری موارد که زنجیره وار به هم مرتبط هستند که شرکتها نمی تونند بزرگ شوند و تیمهای قوی به وجود بیاد به موارد زیر که یک راه ورود به صنعت نرم افزار و جدیدا هم فراگیر شده دقت کنید.
1. اگر زرنگ نباشی و در دوران تحصیل دنبال یک تکنولوژی روز نروی (علم کامپیوتر با تکنولوژی فرق می کنه تو دانشگاه معمولا علوم کامپیوتر را درس می دهند اونم حداقل 10 سال پیش رو) و پسر باشی دیگه فرصت کمی برای یادگیری داری و زمان یادگیری هم طولانی است چون باید هم زبانت خوب باشه ، هم اینترنت خوب داشته باشی ، هم پشتکار عالی و ... و در نهایت یکی بهت اعتماد کنه و یک پروژه را بهت بده تازه باید همه چیز هم بلد باشی از مهندسی نرم افزار بگیر تا گرافیک و بانک اطلاعاتی
2. باید راضی باشی مدتی را بدون گرفتن دستمزد تو یک شرکت کار کنی که حداقل 6 ماه باید این کار رو بکنی زیاد کار کنی ، از جیبت بخوری ، غرغر خانواده که پس پول این کار کو را تحمل کنی و .... تازه بعدش هم خیلی منصفانه عمل کنند ساعتی 2-3 هزارتومان به تو می دهند اون هم با منت که زیاده و ...
3. و در نهایت هم فکر می کنی که اون شرکت حق تورو می خوره و با دوسه تا از دوستات جمع می شی و یک شرکت می زنی که سود بیشتری ببری و در نهایت این می شه صنعت نرم افزار ما .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در مورد نبود نیروی کار همه موارد بالا درست است و یک جورایی تمام مشکل را گفته اند ولی بزرگترین مشکل در این حرفه خود ماهیت کار نرم افزار به خصوص برنامه نویسی است که بسیار پویا است و توان زیادی رو برای به روز بودن می طلبه که در هر صورت چه در جایی شاغل باشی چه بیکار .و  یک سری موارد که زنجیره وار به هم مرتبط هستند که شرکتها نمی تونند بزرگ شوند و تیمهای قوی به وجود بیاد به موارد زیر که یک راه ورود به صنعت نرم افزار و جدیدا هم فراگیر شده دقت کنید.<br />
۱٫ اگر زرنگ نباشی و در دوران تحصیل دنبال یک تکنولوژی روز نروی (علم کامپیوتر با تکنولوژی فرق می کنه تو دانشگاه معمولا علوم کامپیوتر را درس می دهند اونم حداقل ۱۰ سال پیش رو) و پسر باشی دیگه فرصت کمی برای یادگیری داری و زمان یادگیری هم طولانی است چون باید هم زبانت خوب باشه ، هم اینترنت خوب داشته باشی ، هم پشتکار عالی و &#8230; و در نهایت یکی بهت اعتماد کنه و یک پروژه را بهت بده تازه باید همه چیز هم بلد باشی از مهندسی نرم افزار بگیر تا گرافیک و بانک اطلاعاتی<br />
۲٫ باید راضی باشی مدتی را بدون گرفتن دستمزد تو یک شرکت کار کنی که حداقل ۶ ماه باید این کار رو بکنی زیاد کار کنی ، از جیبت بخوری ، غرغر خانواده که پس پول این کار کو را تحمل کنی و &#8230;. تازه بعدش هم خیلی منصفانه عمل کنند ساعتی ۲-۳ هزارتومان به تو می دهند اون هم با منت که زیاده و &#8230;<br />
۳٫ و در نهایت هم فکر می کنی که اون شرکت حق تورو می خوره و با دوسه تا از دوستات جمع می شی و یک شرکت می زنی که سود بیشتری ببری و در نهایت این می شه صنعت نرم افزار ما .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: افشار</title>
		<link>http://www.businessofsoftware.ir/127/lack-of-hr/comment-page-1/#comment-482</link>
		<dc:creator>افشار</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://opatan.wordpress.com/?p=115#comment-482</guid>
		<description>تخصص در یک زمینه خاص در ایران یعنی ریسک بالاتر کار. اگر کسی در یک زمینه خاص تخصص پیدا کند انتخاب‌هایش برای استخدام به شدت کم می‌شود. به عنوان مثال اگر من بخواهم یک برنامه نویس سی شارپ خالص باشم که در زمینه سرویس‌ها (نه یو آی و کارهای جانبی) کار می‌کنم یعنی مثلا سرویس‌های مرتبط با انبارداری یا حسابداری را می‌نویسم انتخابم برای کار خیلی خیلی محدود می‌شود. چون تعداد شرکت‌هایی که بخواهند از اول چنین سرویسی را بنویسند خیلی کم هستند و اکثرا ترجیح می‌دهند کدهای مزخرف قبلی خود را داشته باشند. یک مثال بدتر برنامه نویس سیستم‌های مخابراتی یا موبایل است. من برنامه نویس باید مدت‌ها وقت بگذارم که فلان پروتکل‌های شبکه را یاد بگیرم و نتیجتا دایره استخدامم محدود شود به فقط چند تا شرکت که چنین نیاز واقعی دارند. در این مورد حرف و سخن زیاد است...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تخصص در یک زمینه خاص در ایران یعنی ریسک بالاتر کار. اگر کسی در یک زمینه خاص تخصص پیدا کند انتخاب‌هایش برای استخدام به شدت کم می‌شود. به عنوان مثال اگر من بخواهم یک برنامه نویس سی شارپ خالص باشم که در زمینه سرویس‌ها (نه یو آی و کارهای جانبی) کار می‌کنم یعنی مثلا سرویس‌های مرتبط با انبارداری یا حسابداری را می‌نویسم انتخابم برای کار خیلی خیلی محدود می‌شود. چون تعداد شرکت‌هایی که بخواهند از اول چنین سرویسی را بنویسند خیلی کم هستند و اکثرا ترجیح می‌دهند کدهای مزخرف قبلی خود را داشته باشند. یک مثال بدتر برنامه نویس سیستم‌های مخابراتی یا موبایل است. من برنامه نویس باید مدت‌ها وقت بگذارم که فلان پروتکل‌های شبکه را یاد بگیرم و نتیجتا دایره استخدامم محدود شود به فقط چند تا شرکت که چنین نیاز واقعی دارند. در این مورد حرف و سخن زیاد است&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: مجید آواژ</title>
		<link>http://www.businessofsoftware.ir/127/lack-of-hr/comment-page-1/#comment-481</link>
		<dc:creator>مجید آواژ</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://opatan.wordpress.com/?p=115#comment-481</guid>
		<description>من زیاد در این مورد در وبلاگ مطلب نوشتم . آخرین پست من هم مربوط به بخشی از این مشکل است که تحلیل کرده ام. موضوع پیچیده است. خیلی پیچیده.  به نظرم می رسد تا موقعی که دولت تولید انبوه مدرک تحصیلی به راه انداخته است همین معضل وجود دارد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من زیاد در این مورد در وبلاگ مطلب نوشتم . آخرین پست من هم مربوط به بخشی از این مشکل است که تحلیل کرده ام. موضوع پیچیده است. خیلی پیچیده.  به نظرم می رسد تا موقعی که دولت تولید انبوه مدرک تحصیلی به راه انداخته است همین معضل وجود دارد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: تحلیلگر آی تی</title>
		<link>http://www.businessofsoftware.ir/127/lack-of-hr/comment-page-1/#comment-480</link>
		<dc:creator>تحلیلگر آی تی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://opatan.wordpress.com/?p=115#comment-480</guid>
		<description>من خودم دانشجوی آی تی در اصفهان هستم و واقعا هم به رشته ام علاقه دارم.دلایلی هم که برای مشکل در استخدام میبینم :
1-متاسفانه مدرک گرایی توی کشور ما هست یعنی اگر برای &quot;اولین بار&quot; بخواهید یک جایی استخدام بشین از اونجایی که سابقه کاری ندارید به مدرک شما نگاه میکنند و در درجه اول هم انتظار دارند که از یک دانشگاه خوب فارغ التحصیل شده باشید، به عبارتی مدیران به استعدادهای فردی توجهی نمیکنند پس در ابتدای ورود به بازار کار شاید با کمی مشکل مواجه باشید.به عقیده خودم کامپیوتر یک رشته ای نیست که فقط دانشگاه و دانشجوی یک دانشگاه خوب بودن کافی باشه...بلکه در درجه اول خود دانشجو هست و باید به این رشته علاقه داشته باشه تا با یادگیری در آینده هم مشکل نداشته باشه...
2-دلیل بعدی همونطور که دوستان گفتند وارد شدن به یک زمینه تخصصی خاص در کامپیوتر هست یعنی مثلا تخصص در شبکه یا برنامه نویسی یا حتی بحثهای مدیریتی-کامپیوتری هست اما از اونجایی که من خودم به همه این زمینه ها علاقه دارم و از هر کدوم هم سر در میارم و دوست دارم از همه اینها سر در بیارم انتخاب یک رشته خاص مشکل هست...که متاسفانه بازار کار در یک زمینه هم انتخاب رو کمی مشکلتر میکنه...
3-من خودم توی این دو سالی که دانشجوی اصفهان هستم شاید به 5 تا آگهی استخدام در این زمینه هم برخورد نکردم...
4-توی محیط دانشگاه میبینم که شاید 70% افراد فقط برای گرفتن مدرک لیسانس اومدن نه از روی علاقه پس این بحثی که شما فرمودید سالیانه حدود1000فارغ التحصیل در این رشته داریم شاید فقط 300 نفر علاقه و انگیزه ادامه یادگیری رو داشته باشند...

به این مطلب لینک دادم...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من خودم دانشجوی آی تی در اصفهان هستم و واقعا هم به رشته ام علاقه دارم.دلایلی هم که برای مشکل در استخدام میبینم :<br />
۱-متاسفانه مدرک گرایی توی کشور ما هست یعنی اگر برای &#8220;اولین بار&#8221; بخواهید یک جایی استخدام بشین از اونجایی که سابقه کاری ندارید به مدرک شما نگاه میکنند و در درجه اول هم انتظار دارند که از یک دانشگاه خوب فارغ التحصیل شده باشید، به عبارتی مدیران به استعدادهای فردی توجهی نمیکنند پس در ابتدای ورود به بازار کار شاید با کمی مشکل مواجه باشید.به عقیده خودم کامپیوتر یک رشته ای نیست که فقط دانشگاه و دانشجوی یک دانشگاه خوب بودن کافی باشه&#8230;بلکه در درجه اول خود دانشجو هست و باید به این رشته علاقه داشته باشه تا با یادگیری در آینده هم مشکل نداشته باشه&#8230;<br />
۲-دلیل بعدی همونطور که دوستان گفتند وارد شدن به یک زمینه تخصصی خاص در کامپیوتر هست یعنی مثلا تخصص در شبکه یا برنامه نویسی یا حتی بحثهای مدیریتی-کامپیوتری هست اما از اونجایی که من خودم به همه این زمینه ها علاقه دارم و از هر کدوم هم سر در میارم و دوست دارم از همه اینها سر در بیارم انتخاب یک رشته خاص مشکل هست&#8230;که متاسفانه بازار کار در یک زمینه هم انتخاب رو کمی مشکلتر میکنه&#8230;<br />
۳-من خودم توی این دو سالی که دانشجوی اصفهان هستم شاید به ۵ تا آگهی استخدام در این زمینه هم برخورد نکردم&#8230;<br />
۴-توی محیط دانشگاه میبینم که شاید ۷۰% افراد فقط برای گرفتن مدرک لیسانس اومدن نه از روی علاقه پس این بحثی که شما فرمودید سالیانه حدود۱۰۰۰فارغ التحصیل در این رشته داریم شاید فقط ۳۰۰ نفر علاقه و انگیزه ادامه یادگیری رو داشته باشند&#8230;</p>
<p>به این مطلب لینک دادم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

