پندهایی به دانشجویان کامپیوتر: چشمان خود را باز کنید

پیشتر در پست «کمبود نیروی انسانی! چرا؟» از کمبود نیروی انسانی توانا در حوزه کامپیوتر گله کردم.
از دیگر سو می‌بینم دانشجویان نیز گله‌مند هستند که چرا کسی آن ها را بکار نمی‌گیرد. در واقع دانشجویان گرفتار دوری باطل هستند، برای استخدام و یافتن کار به سابقه نیاز دارند و تا کار نکنند سابقه  بدست نمی‌آورند، راهی نیز برای برون رفت از این دور نمی‌یابند.
راهش ساده است، دوستان عزیزم کمی چشمان خود را باز کنید و بیرون دانشگاه را هم ببینید.
بیشتر دانشجویان می‌دانند که بیشتر آنچه در دانشگاه می‌آموزند به صورت مستقیم در محیط کار کاربری ندارد. من با این سخن موافقم، اما بر خلاف بسیاری، آنچه را که در دانشگاه به دانشجویان کامپیوتر  می‌آموزند را بسیار مهم و همچون پایه، بنیان و اساس مهارت‌های عملی بعدی که فرد باید بیاموزد، می‌دانم.

اما پندها:
۱- نخست درس‌های دانشگاهی را بسیار خوب بخوانید، برای اینکه یاد بگیرید نه برای پاس کردن.
۲- از سال‌های آغازین شروع به یادگیری مهارت یا زبان برنامه‌نویسی خاص به صورت حرفه‌ای نمایید. اگر می‌خواهید برنامه‌نویسی کنید، زمان مناسب برای آغاز پس از درس «برنامه‌سازی پیشرفته» (دومین درس برنامه‌نویسی) است. بهترین زبان‌ها نیز برای شروع پایتون و جاوا هستند (گرچه خودم پایتون را بهتر و مناسب تر می‌دانم. پی نوشت ۵ را هم ببینید). این کار هم به دو روش یعنی رفتن به  کلاس  در یک موسسه خوب یا خواندنِ شخصی امکان‌پذیر است و سپس برنامه‌نویسی، برنامه‌نویسی و برنامه‌نویسی تا جایی که می‌توانید کُد بنویسید.
۳- تلاش کنید در یک پروژه بازمتن مشارکت کنید. (پست «چرا دانشجویان ایرانی باید در پروژه‌های آزاد/بازمتن مشارکت کنند!؟» را بخوانید)
۴- زبانتان را بسیار قوی کنید، اگر درست برنامه‌ریزی کنید، به‌راحتی می‌توانید همزمان با دانشگاه به کلاس زبان بروید. برای زبان‌آموزی بیش از یک راه وجود ندارد، باید به کلاس بروید، به‌مدت طولانی و پیوسته، آن‌هم در موسسه‌ای خوب.
۵- کار با لینوکس را فرا بگیرید، دست‌کم در حد کاربری.
۶- پس از آنکه مقداری مهارت فرا گرفتید (در همان دانشجویی) تلاش کنید تا به شرکتی نرم‌افزاری بروید (اگر می‌خواهید برنامه‌نویسی کنید)  و رایگان و پاره‌وقت کار کنید. باور کنید آنچه آنجا تجربه‌خواهید کرد بسیار بیش از رایگان کارکردنش می‌ارزد. البته این کار آسان نیست باید پشتکار داشته باشید و پیگیر باشید تا بتوانید مدیر یک شرکت را متقاعد کنید که شما را بپذیرد. گاهی لازم است تا به ۱۰-۲۰ شرکت مراجعه کنید تا یکی شما را بپذیرد.
۷- به فکر کارآفرینی و شرکت زدن هم نباشید، حالا بسیار زود است  (پست «چگونه از خود مدیر بسازیم» را بخوانید)

من پیشتر نوشته‌ای از جول اسپالسکی با نام «پندهایی به دانشجویان کامپیوتر» را درسه بخش ترجمه کرده‌ام که می‌توانید پی‌بگیرید: بخش نخست ، بخش دوم و بخش سوم.

پ.ن ۰: دوستان عزیز، لطفا نوشته را در بلاگ خود کپی و پیست نکنید، اگر فکر می کنید نوشته خوب است و می خواهید دوستان و خوانندگان خود را از آن آگاه سازید به آن لینک بدهید به همین سادگی. من پیوسته نوشته هایم را تکمیل می کنم و نیز به آن پی نوشت اضافه می کنم، وقتی شما نوشته را کپی می کنید، آن نوشته در بلاگ شما دیگر به روز نیست. در ضمن برخی دوستان نیز تصور می کنند همین که زیر یا جای دیگری از نوشته بنویسند که منبع فلان جا، کپی رایت را رعایت کرده اند، در صورتی که اصلا اینگونه نیست. لطفا فقط پیوند دهید. گرچه برخی دوستان نوشته را درسته کپی کرده و خود را نویسنده آن معرفی کرده اند. جالب اینکه یکی از آنها در ابتدای آن نوشته «البته من کوچکتر از آنی هستم که بخواهم شما را نصیحت کنم. در این پست من فقط برخی از توصیه های اساتیدم را برای شما جمع بندی کردم» این دیگر خیلی جالب است. البته برای وی کامنت گذاشتم و آن را اصلاح کرد. ن.ک. به نتایج این جستجو، به ویژه از صفحه دوم نتایج به بعد.

پ.ن ۱: راستش مدت‌ها است که دوست دارم دو پست بنویسم با نام‌های «چرا دانشجویان پند ناپذیرند؟» و «چرا نمی‌شنویم؟» فکر می‌کنم نام آن‌ها به اندازه کافی گویا است، امیدوارم همت کنم و این دو را بنویسم.

پ.ن ۲: وبلاگ فراسان این مساله را از زاویه دیگری دیده است و پستی نوشته  با نام «یافتن کار نیمه وقت و کسب تجربه در زمینه نرم افزار» در پنج قسمت، این پنج پست را نیز بخوانید: قسمت نخست، دوم، سوم، چهارم و پنجم.

پ.ن ۳: دقت کنید ترتیب مهم است، یعنی نخست مهارت‌های خود را تقویت کنید سپس به دنبال کار نیمه‌وقت بگردید. روشن است که کسی که هیچ چیز بلد نیست کار نیمه‌وقت نیز نخواهد یافت حتا رایگان. نکته دیگر، در انتخاب شرکت دقت کنید. جایی بروید که دست کم یاد بگیرید متدولوژی‌ها به چه درد می‌خورند و چگونه آن‌ها را در عمل بکار می‌گیرند، چگونه برنامه‌ریزی میکنند، چگونه با هم کار می‌کنند و … .

پ.ن ۴: اگر می خواهید با C++ آغاز کنید (گرچه پیشنهاد نمی کنم): اگر زبانتان قوی است کتاب

را بیابید و با آن آغاز کنید، البته این کتاب هنوز بیرون نیامده و اوایل ۲۰۰۹ بیرون خواهد آمد-شاید زمانی که این پست را می بینید کتاب بیرون آمده باشد- این کتاب را خالق C++ یعنی Stroustrup و به عنوان نخستین کتاب برنامه نویسی نوشته. اگر زبانتان قوی نیست- که بهتر است به مرور قوی اش کنید- کتاب C++ دایتل و دایتل با چندین ترجمه در بازار موجود است که شخصا فکر می کنم ترجمه شریفی انتشارات غزال ترجمه مناسبی است این کتاب در دو جلد چاپ شده که مشخصات آنها را می توانید اینجا و اینجا ببینید.

پ.ن ۵: پیشتر گفتم که خودتان باید بیشتر چیزها را یاد بگیرید و لزومی ندارد که همه چیز را در دانشگاه یاد بدهند . ولی با این حال اگر می خواهید مسولین گروه کامپیوتر را متقاعد سازید که به عنوان نخستین درس برنامه نویسی به جال پاسکال، پایتون درس بدهند می توانید به آنها بگویید که اکنون این کار در بزرگترین دانشگاه های دنیا دارد انجام می شود. برای نمونه این دو درس مقدماتی برنامه نویسی را ببینید (اینجا و اینجا)  و به آنها نشان بدهید. البته این کار مستلزم پشتکار و پیگیری بسیار است. همانگونه که احتمالا از پیوند متوجه شده اید این دو درس در دانشگاه MIT ارایه می شوند و خوبی آن این است که- همانطور که شما بهتر از من می دانید- MIT بزرگترین و معروفترین دانشگاه در زمینه مهندسی در دنیاست و رتبه یک را در این زمینه دارد، گرچه در چندین رشته نامهندسی از جمله اقتصاد و مدیریت نیز جزو ۵ دانشگاه نخست دنیاست، به همین دلیل کسی نمی تواند بهانه بیاورد که این کار (تدریس پایتون) در دانشگاه های خوب انجام نمی شود و … .

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

Balatarinاین نوشته را به بالاترین بفرستید:
mohandes

دسته بندی شده در: Business, بازمتن, مدیریت و کارآفرینی, نرم افزار, کسب‌وکار نرم‌افزار

۲۹ دیدگاه ها

  1. دیدگاه از طرف دانشجوی کامپیوتر:

    وقتی دانشگاه نمام وقت من رو میگیره، چطور انتظار دارید به کارهایی در خاج از دانشگاه بپردازم. به علاوه سیستم ضعیف اموزشی و اعتماد من به این سیستم در ابتدای ورود به رشته کامپیوتر انچنان من رو عقب نگه داشت که حتی نمودونم اگر به شرکتی حتی برای کار مجانی مراجعه کردم از کدوم تواناییم صحبت کنم. از حضور در محیط هایی این چنین خودداری میکنم. چون تنها کاری که میتونم بکنم گوش کردنه!
    البته مسلما تنبلی خودم هم از عوامل شرایط امروز من بوده.
    هیچ دلیلی برای مطالعه اونچه در دانشگاه بیان میشه نمیبینم. چون مطالعه های خارج از درس به من نشون داد که واقعا برای مثال کتاب ها و مقاله هایی وجود دارند که دروس دانشگاه در مقابل اونها هیچ اند وفقط به درد پاس کردن میخورن.
    به خودم قول دادم بعد از گرفتن مدرک کاردانی هرگز برای ادامه تحصیل به دانشگاه نرم.
    و این روزها فکر تغییر رشته هم فکر منو مشغول کرده
    خودم دارم این اشفتگی ذهنی ام رو که حتما شما هم متوجهش شدید میبینم. یکی از راه های رهایی از این مشکلات رو ترک دانشگاه میدنم(البته متاسفانه باید تا پایان دوره کاردانی صبر کنم) چون اونوقت یا حداقل بعد از سربازی حالا چه در رشته کامپیوتر یا هر رشته دیگه ای اختیار من دست خودمه و کسی برای من تعیین نمیکنه چی بخونم یا چی یاد بگیرم. اون موقع هست که هرگز برای پاس شدن درسی وقت نمیذارم.
    اون موقع هست که حاضرم مجانی کار کنم!

    ارسال شده در آبان ۳۰م, ۱۳۸۷ ساعت۱۰:۲۲ ق.ظ

  2. دیدگاه از طرف ایمان:

    باور کنید ما دانشجویان دغدغه زیادی در مورد کار و کسب تجربه داریم. اما متاسفانه نه سیستم دانشگاه و آموزش عالی و نه سیستم شرکت های نرم افزاری (اکثرشون) طوری نیست که برای ما سودمند باشن و تجربه خاصی با ما بیاموزن.
    به نظرم بهترین راه تلاش کردن و اگر توانایی داشته باشیم شرکت در پروژه های اوپن سورس خواهد بود که شما هم اشاره کردید.
    من در وبلاگم این موضوع (کسب تجربه و کار کردن در زمینه نرم افزار) رو چند وقتی است از زاویه ای دیگر بررسی کرده ام، باعث افتخار من و خوانندگانم خواهد بود که نظر شما را در مورد این مطالب بدونم.

    موفق باشید

    ارسال شده در آبان ۳۰م, ۱۳۸۷ ساعت۶:۳۷ ب.ظ

  3. دیدگاه از طرف کاوه:

    مقاله بسیار جالبی بود. ممنون.
    راستی، قالب وبلاگ با اپرا مشکل داره…

    ارسال شده در آبان ۳۰م, ۱۳۸۷ ساعت۱۰:۱۳ ب.ظ

  4. دیدگاه از طرف م:

    سلام خسته نباشید واقعا می گم اقا اینا چیه می نویسی خود مسئولین، مشاوران و کارشناسان هم دارن می گن که این رشته بدرد نمی خوره من الان یک و نیم هست فارغ التحصیل شدم تا حالا ۱۰۰۰۰۰۰۰ فرم پر کردم ۲۰۰۰۰۰ آزمون دادم ولی متاسفانه اگر هم قبول می شم پارتی یکی بیشتره اصلا هرکی این دوره نصب ویندوز و ورد و اکسل بلده میگنش مهندس جسارت نباشه خاک تو سر ما که از همون اول نرفتم اینا رو یاد بگیریم ساختمان داده ها و این کوفت ها رو با بالاترین نمره پاس کن ولی بابا یک پروتکل شبکه نمیدونه چون کارش برق بوده میاد سیم کشی شبکه بعدش هم به نوه بی بی گرامیش میگه بیا دو تا فولدر شر می کنن دندون طرف رو هم می کشن ما هم که میگیم این کار رو مجانی و اصولی انجام میدیم میگن اگه کارت خوب بود یه جا استخدام میشدی کار مفتی یه جاش می لنگه من اینو گفتم خواستی بیا با سند و مدرک بهتون ثابت میکنم

    ان شا الله بچه های کامپیوتر زودتر به خود بیان و رشته خودشون رو عوض کنن (خدا وکیلی سانسورش نکنی)

    ارسال شده در آذر ۱م, ۱۳۸۷ ساعت۸:۱۸ ب.ظ

  5. دیدگاه از طرف بیا تو خبر:

    ممنون… از طرف کارشناس بیکار نرم افزار…

    ارسال شده در آذر ۱م, ۱۳۸۷ ساعت۹:۴۱ ب.ظ

  6. دیدگاه از طرف www.SorenPhoto.com:

    مطلب خیلی به درد به خوری بود . ممنون از راهنماییتون.
    ———-
    http://www.SorenPhoto.com
    اولین و بهترین وب سایت عکس ایرانیان

    ارسال شده در آذر ۱م, ۱۳۸۷ ساعت۹:۵۸ ب.ظ

  7. دیدگاه از طرف A:

    خوشحالی

    ارسال شده در آذر ۱م, ۱۳۸۷ ساعت۱۱:۱۶ ب.ظ

  8. دیدگاه از طرف امین:

    آقا واسه مهندسی صنایع پند نبود؟؟؟

    ارسال شده در آذر ۲م, ۱۳۸۷ ساعت۱۲:۱۹ ق.ظ

  9. دیدگاه از طرف احمد:

    شماها دیگه چتونه مغازه بزنید مودم سه تومانی روسی وهفت تومان بفروشید . کامپیوتر دو سال از رده خارج شده پنتیوم فور رو نهصد تومان به مردم قالب کنید. شماها حتی ویندوز را درست وحسابی برا مردم بدبخت نصب نمی کنید تا کارش بکشه به همون برق کش .انتی ویروس فایر وال یا۴ تا نرم افزار خدا مفت کرده را نصب نمی کنید واز همه بدتر دفترچه مادر بورد و…..را قایم میکنید بعد سی دی موس وکیبرد تحویل مردم میدهید . البته اینم بگم اگه فقط با یه اداره کارت درست بشه برا همیشه تامینی -از لحاظ مشتری میگم .باور نمی کنی بیا خرم اباد

    ارسال شده در آذر ۲م, ۱۳۸۷ ساعت۵:۰۱ ق.ظ

  10. دیدگاه از طرف حمید رضا:

    من اون کار هایی که گفته بودید انجام دادم در ایام تعطیلی ان زمانی که به دانشگاه نیامده بودم به یک شرکت خدمات کامپیوتری رفتم و به صورت رایگان در انجا مشغول به کار شدم و آن تجربیاتی که در آنجا کسب کرده بودم امروز بدردم خورد

    ارسال شده در آذر ۲م, ۱۳۸۷ ساعت۱۰:۰۱ ق.ظ

  11. دیدگاه از طرف کتابخانه دیجیتال:

    استفاده کردم.

    ارسال شده در آذر ۲م, ۱۳۸۷ ساعت۱۱:۴۲ ق.ظ

  12. دیدگاه از طرف میترا:

    من کاملا با انچه نویسنده گفته موافقم، مثلا بچه های برق چقدر از درسهایی که تو دانشگاه خوندن استفاده می کنند؟ در صورتی که تمام درسهایی که تو دانشگاه گفته می شه ( ساختمان داده ها، طراحی الگوریتم و کامپایلر و اتوماتا و سایر درسهای نظری) دید برنامه نویس رو کاملا باز می کنه، تفاوت بسیار در برنامه نویسی بین کسی که کامپایلر و خوب فهمیده و کسی که او نو پاس نکرده،وجود داره. البته کسانی که تو دو سال اول هستند بیشتر شکایت می کنند چون هنوز تجربه کافی ندارند و تازه به دانشگاه اومدند و اکثر درسهای اساسی رشته کامپیوتر را پاس نکردند.الان که برنامه نویسی بر اساس متدولوژی ها داره گسترش بیشتری پیدا می کنه و اصولی کد نوشتن داره رواج پیدا می کنه، جایگاه کسانی که کامپیوتر خوندن داره بهتر می شه.

    ارسال شده در آذر ۲م, ۱۳۸۷ ساعت۴:۵۹ ب.ظ

  13. دیدگاه از طرف DESERTER:

    متاسفانه خیلی بیش تر ازونی که بازار ایران کشش داشته باشه، کارشناس کامپیوتر بش تزریق شده .. این هایی که شما گفتی کاملا صحیحه و حتی در مورد هر رشته ای صدق می کنه اما توی ایران نمیشه بش به عنوان یه راهکار راهگشا اسم برد.
    بد نبود به کامنت هات جواب میدادی.

    کسب وکار نرم افزار: من برعکس فکر می کنم. کاری به تعداد فارغ التحصیل کامپیوتر ندارم ولی ما در ایران به شدت کمبود نیروی کیفی و توانا داریم (پست «کمبود نیروی انسانی! چرا؟» را بخوانید) امیدوارم بین تعداد دانش آموختگان و تعداد کسانی که کار بلدند فرق بگذارید.

    ارسال شده در آذر ۲م, ۱۳۸۷ ساعت۶:۵۸ ب.ظ

  14. دیدگاه از طرف بابک:

    مطلب بسیار خوبی بود. ممنون.

    ارسال شده در آذر ۲م, ۱۳۸۷ ساعت۷:۵۴ ب.ظ

  15. دیدگاه از طرف امین:

    من می خواستم بگم که با این حرفتون که باید دروس دانشگاه رو فقط پاس کرد کاملاً مخالفم. من خودم دانشجوی سال سوم هستم و به صورت نیمه وقت در شرکتی کار می کنم. ولی این رو با قطعیت میگم که هر چیزی رو که در کار استفاده می کنم رو از درسهایی بوده که در دانشگاه یاد گرفتم و رزومه کاری ام رو هم از کارهایی بوده که در دانشگاه انجام دادم. به نظرم اونهایی که فکر می کنند که تحصیلات آکادمیک تاثیری در محیط کاری ندارد کاملاً اشتباه فکر می کنند. اونهایی هم که فکر می کنند که آدم توانا در این رشته کمه به این دلیله که آدمهایی که از علمشون در کارشون استفاده می کنند خیلی کم اند. به نظر من اگه می خواهید در آینده فرد موفقی بشید حتماً باید درس تون رو خوب بخونید. چون درس رو یه مدت کوتاه می خونید در صورتی که باید با آخر عمرتون کار کنید. پس این فرصت قشنگ رو از دست ندهید.
    ممنون
    کسب وکار نرم افزار: دوست عزیز لطفا نوشته من را درست بخوانید. من درست برعکس این حرف را زده ام. و گفته ام که درس ها را فقط برای پاس شدن نخوانید و درست بخوانید

    ارسال شده در آذر ۳م, ۱۳۸۷ ساعت۸:۵۸ ق.ظ

  16. دیدگاه از طرف یوسف:

    سلام خدمت دوستان ، به اون عزیزی که اولین دیدگاه رو نوشت باید بگم من دانشجوی کاردانی به کارشناسی هستم . تو دوره کاردانی خیلی موفق بودم اما تو دوره کارشناسی تابحال که خراب کردم . دلایلش هم زیاده :
    ۱ ) نداشتن مشاور خوب ( از همون دوره دبیرستان ) به نظرم این مشکل اکثر دانشجوها هست . منی که ریاضیم متوسط بود خیلی راحت فقط طبق علاقه من به من گفتن برو این رشته . البته قبول دارم الان دانش آموزها تجربشون بیشتره اما بازم کافی نیس .
    ۲ ) تقسیم بندی بد واحدها که تموم واحدهای سخت رو تو همون ترم یک گذاشتن به این خاطر حتی دانشجوهای خوب هم یکی دو درسشون رو افتادن !!و.. و کلی روحیشون تضعیف شد .
    ۳) سیستم آموزشی قدیمی : این سیستمی که ما داریم مال عهد بوقه ، خدا وکیلی هزار سال پیش کلاسها چطور بود ؟؟ دانشجو میرفت توی کلاس و منتظر استاد میموند تا استاد بیاد و دانشجو میشد میرزا بنویس ، به نظر شما وضع الآن بهتره ؟؟!! تازه اون موقع استادها سرموقع میومدن اما الان خیلی وقتها تاخیر دارن . چرا من باید ۳۰ کیلومتر راه رو برم تا برم به یه کلاس دو ساعتی بازم ۳۰ کیلومتر برگشت ؟؟ و این کلی انرژی هزینه و وقت و اصلا حال درس خوندنو بطور کل از دانشجو میگیره . پس شبکه و اینترنت و هزار تا تکنولوژی جدیدتر برا چی ساخته شدن ؟؟!! تازه من وضعم خوبه اونهایی که فاصلشون بیشتره باید چه بدبختی رو تحمل کنن حساب کنید !!
    و مشکلات دیگه ( که بعضا شخصی هست )
    حالا من موندمو این شرایط . اما بهرحال باید باید باید کارشناسی رو بگیرم . حتی اگه شده ترمی دوازده واحد بگیرم .این نظر منه . ممنون از همه

    ارسال شده در آذر ۳م, ۱۳۸۷ ساعت۱۲:۱۳ ب.ظ

  17. دیدگاه از طرف محمود PC:

    سلام مطالب عالی ولی به گفته دوستان به درد ایرانی نمیخوره استفاده ای نداره البته ۷۰ درصد

    چیزی که تو این دانشگاه درس و مباحث نصفش همش اراجیف و به درد دانشجو کامپیوتر نمیخوره بیشتر درس تخصصی میگم یا مال جد در جد من اونموقع که تازه بیل گیس به دنبا اومده بود
    یکسری که منداوردی مخصوا این نویسند های کتاب که هیچ از علم کامپیوتر نمیدونن میان کاتب نشر میکن مطالب که از چندتا کتاب مثل خدشون کش میرن میکنن داخل کتاب میدن دست دانشجو میگن به کن تو مخت البته مطالب همون به درد پاس کردن میخوره

    درس های عمومی که واپسین اومدن یک مباحث ریاضی واقعا به هیچ درد نخور اوردن تو چندتا کتاب که این فقط به درد دانشجور ریاضی میخوره خیلی زیاد و الان من حضور ذهن ندارم وگرنه مثال میزنم بحثشم زیاد

    درس دیگه تا حدوی همین منوال

    من خدوم داشجور کاردانی دانشگاه ازاد بودن دانشگاه که یک کارگا نداشت تا ما فیض ببریم کلاس ها فشرده
    استادم که اکثرا هیچ هالیشون نبود یا نمیمدن یا اراجیف میگفتن یک کتاب (از همون که بالا گفتم ) یا جزوه که معلوم نیست تهش چیه یا سرش چیه
    من که ترم دوم انصرافم دادم و الان فقط سربازی میخوام برم و برم بینم برای علمی کاربردی و رشته IT

    این بگم اکثر رشته ها همین شکل که کل نشان از مملک ایرانی
    وان پس …….

    فقط خدا باید رحم کنه

    ارسال شده در آذر ۳م, ۱۳۸۷ ساعت۱:۵۰ ب.ظ

  18. دیدگاه از طرف محمود PC:

    راستی اینم اضافه کنم من تحصیلات بعد کاردانی دیگه در ایرانی نیستم و نخواهم بود اگر اینده خوبی میخوام فقط تحصیل در استرلیا دانشگاه های عالی داره و برای دانشچجو کامپیوتر خیلی خوب

    ارسال شده در آذر ۳م, ۱۳۸۷ ساعت۱:۵۴ ب.ظ

  19. دیدگاه از طرف افشین:

    سلام
    من دیپلم دارم و هیچ وقت دانشگاه نرفتم و نخواهم رفت
    ولی در زمینه امپیوتر می تونم ادعا کنم از تمام لیسانسه های فارغ التحصیل شده خیلی بیشتراطلاعات دارم
    و همیشه هم کار واسم پیدا می شه و بر خلاف عقیده همه مردم که میگن کار نیست من می گم کار هست ولی آدم کار کن نیست
    چون همه ما انتظار داریم چون ما مدرک داریم،وقتی از دانشگاه اومدیم بیرون باید بریم پشت میز بشینیم و تو شهر خودمون کارکنیم
    ولی برای رسیدن به هدف و اینکه بتونی خودتو نشون بدی باید پله پله بیای بالا نه اینکه یک دفعه بری پله آخر
    با کارهای کوچک میتونی شروع کنی و اگر زرنگ باشی خیلی زود می تونی خودتونشون بدی

    ارسال شده در آذر ۳م, ۱۳۸۷ ساعت۷:۴۵ ب.ظ

  20. دیدگاه از طرف hamid07:

    من قبل از اینکه وارد رشته کامپیوتر بشم برای اینکه به کامپیوتر علاقه داشتم تو یه دفتر کامپیوتری مشغول شدم یه دو هفته اول خوب بود ولی بعد هی برای رد کردن من بهونه آوردن یه هفته به خاطر مامور بیمه نیا بعد از یه هفته که رفتیم ببینیم مامور بیمه اومده یا نه گفتن نه هر موقع دوست داشتی بیا یه سر به ما بزن تازه شما میگین پارتی بازی این دفتری که من رفتم از آشناهامون بود که مارو پیچوند حالا هم که رفتیم دانشگاه دیدیم این رشته آش دهن سوزی نیست و دروسی که تدریس میشه خیلی سنگینه و درست یاد نمی گیریو فقط باید درس پاس کنی و تو بازار فرصت کار کمه

    ارسال شده در آذر ۳م, ۱۳۸۷ ساعت۸:۰۴ ب.ظ

  21. دیدگاه از طرف m0h3n:

    سلام به همه .
    من قبول دارم که اونی که تو دانشگاه تدریس میدن تقریبا به درد نمیخوره (در مورد درس های عمومی ۱۰۰ درصد و در مورد درس های تخصصی ۷۰درصد)
    ولی اگه خودتون علاقه داشته باشین و برین دنبال برنامه نویسی کار هم خودش جور میشه
    من خودم متولد ۶۸ هستم امسال هم کنکور دادم و پیام نور تهران قبول شدم . چند روز بعد کنکور برنامه نویسی رو شروع کردم (php,sql,html,css) الانم جاوااسکریپت میخونم . نه کلاسی رفتم ونه هیچی . همین کتاب های موجود تو بازار (البته ترجمه ای هاش واقعا سخته چون فقط تحت الفضی ترجمه شده یعنی یارو که ترجمه کرده اصلا نمیدونسته کامپیوتر یعنی چی) رو خوندم و اولین پیشنهاد هم از یه شرکت بهم شد که واسشون دارم کار میکنم . اولین سایتی که نوشتم و launch کردم دومیشم امروز فردا میرو رو انتن.
    میخاستم بگم که من که دانشجوی ترم اولم تونستم . پس شما هم میتونید . فقط باید بلد باشید.
    یعنی وفقی میگی که مثلا من php کار میکنم واقعا حالیت باشه .
    امیدوارم که همتون با تلاش و کوشش آیندتونو بسازید

    ارسال شده در آذر ۳م, ۱۳۸۷ ساعت۱۰:۳۰ ب.ظ

  22. دیدگاه از طرف Soroosh:

    ۱- حوصله نکردم تمام کامنت ها رو یک به یک بخونم.
    ۲- شما هم متاسفانه همون دیدی رو نسبت مهنس کامپیوتر دارید که دانشگاه داره! کد نویس! که حتی دانشگاه کد نویس هم پرورش نمیده! و فقط و فقط اگر کسی خودش بره دنبال یک مهارتی که فرض اینجا کد نویسی میگیریم یه چیزی یاد میگیره و دروس دانشگاهی ما متاسفانه برای لای جرز خوبه
    ۳- اگه یک نفر توی دنیای خیلی بزرگ و نسبتن عجیب کامپیوتر نخواد کد نویس بشه و از بخت بد دانشجوی کاپیوتر هم باشه چکا باید بکنه؟
    ۴- من منکر این نکته نیستم که به هرحال یک مهندس کامپیوتر یک زبان برنامه نویسی رو باید بلد باشه و حداقل در حد کشیدن گلیم از آب سرش از کد و کدنویسی در بیاد.
    کسب‌وکار نرم‌افزار: دوست عزیز اگر به نوشته من دقت کنید ، در پند دوم نوشته ام «یادگیری مهارت یا زبانی خاص» این مهارت می تواند هرچیزی جز برنامه نویسی باشد. اما اگر می خواهید به دنیای نرم افزار وارد شوید راه همین است. فکر نکنید چون مهندسی نرم افزار خوانده اید اکنون باید «مدیر پروژه» یا «معمار نرم افزار» شوید. نردبان پله پله، کسی که در آغاز کار است و تازه صفر کیلومتر است نمی تواند این کارها را انجام دهد. نخست باید کدنویسی کرد، سپس برنامه نویسی، آنگاه برنامه سازی و به همین ترتیب. اگر جایی در دنیا را می شناسید که کسی تازه فارغ التحصیل شده را مدیر پروژه می کنند (دربخش خصوصی) بگویید….

    ارسال شده در آذر ۴م, ۱۳۸۷ ساعت۱:۳۱ ق.ظ

  23. دیدگاه از طرف میلاد خواجوی:

    خود کامنتا بیشتر خود مطلب طول میکشه بخونیش
    ببین چه خبره
    من با شروع پروژه ی برنامه نویسی خیلی موافقم. یعنی از وقتی که شروع کردم به نوشتن این پروژه متعاقبا مجبور میشدم بیشتر در مورد پروژه اطلاعات کسب کنم.
    اما من با این حرف مشکل دارم: ((نخست درس‌های دانشگاهی را بسیار خوب بخوانید، برای اینکه یاد بگیرید نه برای پاس کردن))
    چرا چون شما همین امروز از من میخوای در کنار درس خوندن یک حرفه ی خاص هم دنبال کنم اما من اگر بخوام این بند یک که مهمترین توصیه ی شما به ما هست را عمل کنم تمام وقتم گرفته میشه.
    من آدمی نیستم که به کتاب دانشگاه اکتفا کنم چون هیچ کدوم از کتابهای دانشگاهی دلشون به حال ما نسوخته همیشه سعی کردم در کنار یادگیری کتاب های دانشگاهی یک گشت در کتابخانه‌ هم بنزننم کتابهایی با همان موضوعات بگیرم و مطالعه کنم. خیلی از وقتم هم صرف این میشه که توی اینترنت در مورد این دروس اطلاعات کسب کنم. همیشه دنبال این هستم که خوب این درسا به چه دردی میخورند و …
    تا به حال در این موضوع خیلی موفق بودم یعنی اصلا به کتاب های دانشگاهی اکتفا نمی کنم. البته این موضوع بر میگرده به کنجکاو بودن بنده نسبت به این دروس.
    شاید فکر کنی که دارم خیلی تند پیش میرم. اما بزارید موضوع را کاملا باز کنم. اگر کسی واقعا بخواد زبان اسمبلی را درک کنه باید به روش آدرس دهی ها و منطق صفر و یک و گیت ها و چچوری سی پی یو کار میکنه و … مسلط بشه چیزی که عمرا توی کتاب های دانشگاهی و حتی کتاب های بازار اینا را پیدا کنی. یعنی دقیقا توی کتاب های دانشگاهی از همون صفحه ی اول میان برنامه نویسی اسمبلی را یاد میدند بدون این که پایه و اساس اونو به خواننده یاد بندند. بعدش هم که تازه میان برنامه بنویسن تازه میفهمند که این کتاب فلان فلان شده سینتکس داس را بشون آموزش داده و تازه باید سطح تفکر آدرس دهیشون را از ۱۶ بیتی و داس گونه به تکنولوژی جدید ارتقا بدن.
    دانشجوی خیلی خوب (ریا نشه خودم را میگم) سعی می کنه دقیقا با پایه و اساس کار کامپیوتر آشنا بشه و میره سراغ کتاب های انگلیسی و قتش را میزاره رو همین موضوع و بلاخره در کنار این که موضوع را اساسی یاد میگیره زبان انگلیسیش هم تقویت میشه. اما آخرش چی؟ هیچی چون هیچ حرفه ای یاد نگرفتی بلکه این مدت اطلاعات عمومیت! را برای حل جدول! بالا بردی. :دی

    اما امشب شما از من توقع داری در کنار درس دانشگاه بشینم حرفه یاد بگیرم!!
    البته میدونم که با برنامه ریزی دقیق میشه به هر کاری رسید
    اما من به این پی بردم که دانشجوی نرم افزار باید تا میتونه درسایی که داره میخونه را درک کنه. همین و بس. یعنی حالا مهم نیست که این دانشجو با هزارتا تکنولوژی پیشرفته و ابزار و … آشنا باشه. چون ابزار از ملزومات هستند نه از اهداف ای رشته

    ارسال شده در آذر ۴م, ۱۳۸۷ ساعت۹:۳۸ ب.ظ

  24. دیدگاه از طرف محمد:

    هر موفقیتی با برنامه‏ریزی دقیق ومنظم بوجود میاد.
    ولی ما همیشه میگیم که راه حل مشکلمون برنامه ریزیه در صورتی که در اکثر مواقع اطلاعی در مورد چگونگی برنامه‏ریزی نداریم.
    من خودم دانشجوی کامپیوتر هستم و معتقدم که کار برای همه پیدا میشه! خیلی‏ها کاردانی کارشناسی وبه طور کلی مدرک دانشگاهی از این رشته میگیرند اما از اونجایی که درس‏های دانشگاهی بیشتر جنبه‏ی تئوری دارند در به کار بردن دانش خودشون دچار مشکل میشوند.
    به نظر من باید دروس دانشگاه کاربردی تر شوند یا اینکه دانشگاه با گذاشتن دوره‏های کارآموزی این مشکل رو برطرف کنه.

    ممنون از مطلب خوبتون

    ارسال شده در آذر ۵م, ۱۳۸۷ ساعت۶:۳۸ ب.ظ

  25. دیدگاه از طرف sharif:

    بنده دانشجوی یکی از دانشگاههای ایران بودم، برای فوق به کانادا آمده ام. تمام کارهایی که شما ذکر کردید جزو وظایف دانشگاه اینجاست!
    ما اگر در ایران ۲برای برنامه نویسی درس (مبانی و برنامه سازی پیشرفته) را پاس کردیم، در اینجا درسهایشان: ++C یک و دو ، جاوا یک، دو سه - برنام هسازی oop و …
    ما درسهای بدرد نخور بسیاری داشتیم که نه به روز بودند، نه بدرد زندگی میخوردند!

    ارسال شده در آذر ۶م, ۱۳۸۷ ساعت۱:۲۴ ق.ظ

  26. دیدگاه از طرف ali:

    سلام
    دوست عزیز
    ممنون مطالب خوبی بود ( گرچه تکراری بود D: )
    در متن خودتان اشاره کردید به پایتون !!!
    ” بهترین زبان‌ها نیز برای شروع پایتون و جاوا هستند (گرچه خودم پایتون را بهتر می‌دانم) ”
    اگر ممکنه مزایا و معایب پایتون رو در وبلاگ یزارید
    سپاس فراوان

    کسب و کار نرم افزار: در این باره می توانی در تکنوتاکس و انجمن اوبونتو جستجو کنی در این باره آنجا بسیار نوشته شده است. برای آغاز هم می توانی از سایت فارسی استفاده نمایی. http://www.pylearn.com

    ارسال شده در آذر ۶م, ۱۳۸۷ ساعت۲:۱۴ ب.ظ

  27. دیدگاه از طرف وفا:

    حرفه ای باشید
    کار هم خواهید گرفت

    ارسال شده در آذر ۷م, ۱۳۸۷ ساعت۱۲:۰۱ ق.ظ

  28. دیدگاه از طرف انگلوپدیا:

    سلام دوست عزیز من به مطالب آی تی خیلی علاقه دارم البته چند باری در وبلاگتان نظر گذاشته ام , الان که تازه وب سایت راه انداختم دوست داشتم اگر قبول کنید باهاتون تبادل لینک کنم البته من تازه سایت رو راه انداختم و در حال تبادل لینک با دوستان هستم.

    باتشکر حسن زاده

    ارسال شده در آذر ۷م, ۱۳۸۷ ساعت۱:۴۱ ب.ظ

  29. دیدگاه از طرف جعفر:

    ی چیز کلی در مورد زشته کامپیوتر :
    — از کسی(استاد) انتظار نباید داشته باشی تا بهت برنامه نویسی یا … یاد بده ، آقا جون باید خودت یاد بگیری حالا یا از طریق کتاب یا هر چیز دیگه ایی ——–

    ارسال شده در دی ۸م, ۱۳۸۷ ساعت۱۲:۳۱ ق.ظ

دیدگاه خود را بیان کنید