<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>Comments on: فناوری اطلاعات و بازار خراب‌کن‌ها</title>
	<atom:link href="http://www.businessofsoftware.ir/243/it-loss-leader/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.businessofsoftware.ir/243/it-loss-leader/</link>
	<description>گاه نوشته‌های ناصر غانم‌زاده درباره شرکت‌های نوپا، کارآفرینی و کسب‌وکار نرم‌افزار</description>
	<lastBuildDate>Fri, 03 Feb 2012 14:11:22 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.1</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>By: سکه یک میلیون تومانی، نرم افزار هزار تومانی &#124; GilAsus</title>
		<link>http://www.businessofsoftware.ir/243/it-loss-leader/comment-page-1/#comment-32889</link>
		<dc:creator>سکه یک میلیون تومانی، نرم افزار هزار تومانی &#124; GilAsus</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.businessofsoftware.ir/?p=243#comment-32889</guid>
		<description>[...] نرم‌افزار (اگر بشود اسمش را گذاشت صنعت) متفاوت است. اگر بازار خراب کن‌ها را کنار بگذاریم، ماهیت خاص بازار نرم‌افزار ایران و [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] نرم‌افزار (اگر بشود اسمش را گذاشت صنعت) متفاوت است. اگر بازار خراب کن‌ها را کنار بگذاریم، ماهیت خاص بازار نرم‌افزار ایران و [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: خانواده گنو/لینوکس ایرانیان &#187; Blog Archive &#187; نقدی بر یک نقد</title>
		<link>http://www.businessofsoftware.ir/243/it-loss-leader/comment-page-1/#comment-1213</link>
		<dc:creator>خانواده گنو/لینوکس ایرانیان &#187; Blog Archive &#187; نقدی بر یک نقد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.businessofsoftware.ir/?p=243#comment-1213</guid>
		<description>[...] و آی‌تی گرفته تا مهندسان صنایع و کشاورزی (ن.ک.  فناوری اطلاعات و بازار خراب‌کن‌ها)» من چند ایراد وارد کرده‌اند. به نقد ایشان چند خرده [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] و آی‌تی گرفته تا مهندسان صنایع و کشاورزی (ن.ک.  فناوری اطلاعات و بازار خراب‌کن‌ها)» من چند ایراد وارد کرده‌اند. به نقد ایشان چند خرده [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: افسانه‌ی دفتر بی‌کاغذ &#124; Business Of Software &#124; کسب‌وکار نرم‌افزار</title>
		<link>http://www.businessofsoftware.ir/243/it-loss-leader/comment-page-1/#comment-1130</link>
		<dc:creator>افسانه‌ی دفتر بی‌کاغذ &#124; Business Of Software &#124; کسب‌وکار نرم‌افزار</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.businessofsoftware.ir/?p=243#comment-1130</guid>
		<description>[...] امروز با یکی از دوستان آی‌تی کار (چقدر سخت است بگویم فناوری اطلاعات کار) درباره فضای کنونی صحبت می‌کردیم، حرفی زد که بسیار جالب بود. می‌گفت ادارات همان هزینه‌های اندکی هم که در آی‌تی سرمایه‌ گذاری می‌کنند برایشان برگشت نداشته. یعنی فلان مقدار می‌دهند تا فلان پروژه را یک شرکت برایشان انجام دهد، پس از مدتی می‌بینند که این پروژه هیچ تاثیری در بالا بردن کارایی یا کم کردن هزینه نداشته است در واقع اندک اثری جز دور ریختن پول نداشته است. و این باعث می‌شود همان‌هایی هم که اندکی دید مثبت به آی‌تی داشتند، دیدشان منفی شود. یکی و تنها یکی از دلایل می‌تواند این باشد که هرکسی می‌تواند واره این حوزه شود و خود را کارشناس آی‌تی بخواند از مهندسان صنایع گرفته تا مهندسان کشاورزی (ن.ک.  فناوری اطلاعات و بازار خراب‌کن‌ها) [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] امروز با یکی از دوستان آی‌تی کار (چقدر سخت است بگویم فناوری اطلاعات کار) درباره فضای کنونی صحبت می‌کردیم، حرفی زد که بسیار جالب بود. می‌گفت ادارات همان هزینه‌های اندکی هم که در آی‌تی سرمایه‌ گذاری می‌کنند برایشان برگشت نداشته. یعنی فلان مقدار می‌دهند تا فلان پروژه را یک شرکت برایشان انجام دهد، پس از مدتی می‌بینند که این پروژه هیچ تاثیری در بالا بردن کارایی یا کم کردن هزینه نداشته است در واقع اندک اثری جز دور ریختن پول نداشته است. و این باعث می‌شود همان‌هایی هم که اندکی دید مثبت به آی‌تی داشتند، دیدشان منفی شود. یکی و تنها یکی از دلایل می‌تواند این باشد که هرکسی می‌تواند واره این حوزه شود و خود را کارشناس آی‌تی بخواند از مهندسان صنایع گرفته تا مهندسان کشاورزی (ن.ک.  فناوری اطلاعات و بازار خراب‌کن‌ها) [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: گونه دوم !</title>
		<link>http://www.businessofsoftware.ir/243/it-loss-leader/comment-page-1/#comment-758</link>
		<dc:creator>گونه دوم !</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.businessofsoftware.ir/?p=243#comment-758</guid>
		<description>من از گونه ی دوم هستم ! :D هنوز دانشجوی  ITهستم اما واسه خودم کارت ویزیت درست کردم !! :))</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من از گونه ی دوم هستم ! <img src='http://www.businessofsoftware.ir/wp-includes/images/smilies/icon_biggrin.gif' alt=':D' class='wp-smiley' />  هنوز دانشجوی  ITهستم اما واسه خودم کارت ویزیت درست کردم !! <img src='http://www.businessofsoftware.ir/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> )</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: علی</title>
		<link>http://www.businessofsoftware.ir/243/it-loss-leader/comment-page-1/#comment-746</link>
		<dc:creator>علی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.businessofsoftware.ir/?p=243#comment-746</guid>
		<description>راستش مشکلی که گفتید مخصوص فقط صنف ما نیست و همه به شکلی با آن دست به گریبانند، و راستش شاید اصلا بد نباشد، بالاخره بازار طبقه های مختلفی دارد و هر طبقه به دنبال آنچیزی است که می خواهد. مشکل آنجا برای صنف IT  حاد می شود که با کالای انتزاعی سروکار دارد و توجیه مشتری برای تمایز بخشیدن بین دو محصول سخت است. آنجا است که مورد دوم شما یا بدبین شدن بیشتر در مورد همکاران ما رخ می دهد.

راهکار ساده ای هم دارد به نظر من: استاندارد سازی .
این استاندارد سازی را می توان در دو جنبه تعریف کرد، محصول و مجری.
در بحث استاندارد سازی محصول اگر دولت به جای نقشی که الان دارد، مجموعه ای از استاندارد ها را تدوین کند که بوسیله آن بتوان یک محصول را با دیگری و با این استاندارد مقایسه کرد، مشتری که الزاما نباید متخصص هم باشد می تواند راحت تر انتخاب کند، همانگونه که در سایر کشورها هم هست.
در بحث مجری، الان هیچ استاندارد مشخص و مدونی در جهت شرکتها نداریم، هر کسی می تواند در مورد یک مساله پیشنهاد بدهد بدون آنکه الزامی به متخصص بودنش در آن زمینه باشد. تلاشهایی مانند نظام صنفی یا رتبه بندی شورا هم به دلایل ضعف های اساسی آنها نتوانسته است یک معیار مشخص و قابل اعتنا برای مشتری فراهم کند و تقریبا فراموش شده است.
این می شود که الان هر کسی که وب سایت 20 هزارتومانی طراحی می کند به خودش اجازه می دهد که در مناقصه پرتال هم شرکت کند و یا مشتری نمی داند نرم افزار حسابداری 5 هزارتومانی بخرد یا 10 میلیون تومانی.
همین!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>راستش مشکلی که گفتید مخصوص فقط صنف ما نیست و همه به شکلی با آن دست به گریبانند، و راستش شاید اصلا بد نباشد، بالاخره بازار طبقه های مختلفی دارد و هر طبقه به دنبال آنچیزی است که می خواهد. مشکل آنجا برای صنف IT  حاد می شود که با کالای انتزاعی سروکار دارد و توجیه مشتری برای تمایز بخشیدن بین دو محصول سخت است. آنجا است که مورد دوم شما یا بدبین شدن بیشتر در مورد همکاران ما رخ می دهد.</p>
<p>راهکار ساده ای هم دارد به نظر من: استاندارد سازی .<br />
این استاندارد سازی را می توان در دو جنبه تعریف کرد، محصول و مجری.<br />
در بحث استاندارد سازی محصول اگر دولت به جای نقشی که الان دارد، مجموعه ای از استاندارد ها را تدوین کند که بوسیله آن بتوان یک محصول را با دیگری و با این استاندارد مقایسه کرد، مشتری که الزاما نباید متخصص هم باشد می تواند راحت تر انتخاب کند، همانگونه که در سایر کشورها هم هست.<br />
در بحث مجری، الان هیچ استاندارد مشخص و مدونی در جهت شرکتها نداریم، هر کسی می تواند در مورد یک مساله پیشنهاد بدهد بدون آنکه الزامی به متخصص بودنش در آن زمینه باشد. تلاشهایی مانند نظام صنفی یا رتبه بندی شورا هم به دلایل ضعف های اساسی آنها نتوانسته است یک معیار مشخص و قابل اعتنا برای مشتری فراهم کند و تقریبا فراموش شده است.<br />
این می شود که الان هر کسی که وب سایت ۲۰ هزارتومانی طراحی می کند به خودش اجازه می دهد که در مناقصه پرتال هم شرکت کند و یا مشتری نمی داند نرم افزار حسابداری ۵ هزارتومانی بخرد یا ۱۰ میلیون تومانی.<br />
همین!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: منصور</title>
		<link>http://www.businessofsoftware.ir/243/it-loss-leader/comment-page-1/#comment-695</link>
		<dc:creator>منصور</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.businessofsoftware.ir/?p=243#comment-695</guid>
		<description>بنظر من خورده گرفتن بر خراب‌کاران کار خیلی اشتباهیه و اونهایی که توی بازار هستند باید سعی کنند که نظر بازار رو به سوی خودشون برگردونند!
بعنوان مثال چند وقت ‍یش خواستم کامپیوتر شخصیمو عوض کنم. بعد از جستجو بین سایت‌های مختلف و کمی هم مجلات معتبری که میشناختم، لیست قطعاتی رو که میخواستم آماده کرده و رفتم سراغ چندتا از فروشنده‌ها که قیمت قطعات رو بگیرم و در کمال تعجب متوجه شدم که حتی ۱ قطعه‌ای هم که من لازم دارم موجود ندارند و اغلب اونها توی تهیه قطعات اصلی که انتخاب کرده بودم (مثل مادربرد، پردازنده و رم) به مشکل برخورده بودند!
وقتی لیست اجناس موجود رو چک کردم دیدم اغلب جنس‌های بی‌کیفیت و ارزون قیمته! وقتی هم گفتم چرا جنس خوب نمیآرین؟ همین دلیلی که شما فرمودی بهم گفت! تعدادی از فروشندگان بی‌تجربه! از کشورهای همسایه جنس‌های ارزون قیمت وارد کرده و به خورد مشتریان که اغلب هم آشنایی چندانی با سخت‌افزار ندارند میدن و مشتری چون میبینه که قیمت پایینتره میره و از اونا میخره!
چند ساعت وقت گذاشتم و به طرف تفهیم کردم که میتونه با صحبت کردن با مشتری نظرشو جلب کنه که جنس با قیمت پایین کیفیت پایینتری داره و ضرب‌المثل جالبی رو که آلمانی‌ها و ایتالیایی‌ها استفاده میکنند (هنوز انقدر پولدار نشدیم که بخوایم جنس ارزون بخریم) براش شرح دادم تا طرف قبول کرد و الآن مدتیه که کم میفروشه اما جنس خوب میفروشه و سود خوبی هم براش داره و مشتری که یکبار میره طرفش تا همیشه مشتری خودش میمونه!
علاوه بر اون وقتی کسی ازش بپرسه از کجا میتونم یه کامپیوتر خوب با پشتیبانی تهیه کنم؟ مسلماْ آدرس اونو بهش میده و از این طریق کارش داره روز بروز بهتر میشه.

خودم توی کار دکوراسیون ساختمونم و روزی که وارد کار پرده شدم، طی چند ماه اول کل فروشم ۳۰.۰۰۰ تومن بود و کم‌کم تونستم به مشتری حالی کنم که خرید جنس ارزون‌قیمت به ضرر خودشه و الآن بحمدا... بعضی وقت‌ها به مشتری قول ۲ ماه بعد میدم و با این وجود مشتری نمیره سراغ فروشگاه/کارگاه دیگه‌ای و ۲ ماه رو منتظر میمونه تا کار با کیفیت تحویل بگیره :-)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بنظر من خورده گرفتن بر خراب‌کاران کار خیلی اشتباهیه و اونهایی که توی بازار هستند باید سعی کنند که نظر بازار رو به سوی خودشون برگردونند!<br />
بعنوان مثال چند وقت ‍یش خواستم کامپیوتر شخصیمو عوض کنم. بعد از جستجو بین سایت‌های مختلف و کمی هم مجلات معتبری که میشناختم، لیست قطعاتی رو که میخواستم آماده کرده و رفتم سراغ چندتا از فروشنده‌ها که قیمت قطعات رو بگیرم و در کمال تعجب متوجه شدم که حتی ۱ قطعه‌ای هم که من لازم دارم موجود ندارند و اغلب اونها توی تهیه قطعات اصلی که انتخاب کرده بودم (مثل مادربرد، پردازنده و رم) به مشکل برخورده بودند!<br />
وقتی لیست اجناس موجود رو چک کردم دیدم اغلب جنس‌های بی‌کیفیت و ارزون قیمته! وقتی هم گفتم چرا جنس خوب نمیآرین؟ همین دلیلی که شما فرمودی بهم گفت! تعدادی از فروشندگان بی‌تجربه! از کشورهای همسایه جنس‌های ارزون قیمت وارد کرده و به خورد مشتریان که اغلب هم آشنایی چندانی با سخت‌افزار ندارند میدن و مشتری چون میبینه که قیمت پایینتره میره و از اونا میخره!<br />
چند ساعت وقت گذاشتم و به طرف تفهیم کردم که میتونه با صحبت کردن با مشتری نظرشو جلب کنه که جنس با قیمت پایین کیفیت پایینتری داره و ضرب‌المثل جالبی رو که آلمانی‌ها و ایتالیایی‌ها استفاده میکنند (هنوز انقدر پولدار نشدیم که بخوایم جنس ارزون بخریم) براش شرح دادم تا طرف قبول کرد و الآن مدتیه که کم میفروشه اما جنس خوب میفروشه و سود خوبی هم براش داره و مشتری که یکبار میره طرفش تا همیشه مشتری خودش میمونه!<br />
علاوه بر اون وقتی کسی ازش بپرسه از کجا میتونم یه کامپیوتر خوب با پشتیبانی تهیه کنم؟ مسلماْ آدرس اونو بهش میده و از این طریق کارش داره روز بروز بهتر میشه.</p>
<p>خودم توی کار دکوراسیون ساختمونم و روزی که وارد کار پرده شدم، طی چند ماه اول کل فروشم ۳۰.۰۰۰ تومن بود و کم‌کم تونستم به مشتری حالی کنم که خرید جنس ارزون‌قیمت به ضرر خودشه و الآن بحمدا&#8230; بعضی وقت‌ها به مشتری قول ۲ ماه بعد میدم و با این وجود مشتری نمیره سراغ فروشگاه/کارگاه دیگه‌ای و ۲ ماه رو منتظر میمونه تا کار با کیفیت تحویل بگیره <img src='http://www.businessofsoftware.ir/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':-)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: کاوه</title>
		<link>http://www.businessofsoftware.ir/243/it-loss-leader/comment-page-1/#comment-694</link>
		<dc:creator>کاوه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.businessofsoftware.ir/?p=243#comment-694</guid>
		<description>سلام
چندوفتیه که میام وبلاگ شمارو میخونم . مطالب جالبی دارید و در نوشتن هم خسیس بازی در نمیارید .

موفق باشید
کاوه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
چندوفتیه که میام وبلاگ شمارو میخونم . مطالب جالبی دارید و در نوشتن هم خسیس بازی در نمیارید .</p>
<p>موفق باشید<br />
کاوه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: محمد</title>
		<link>http://www.businessofsoftware.ir/243/it-loss-leader/comment-page-1/#comment-691</link>
		<dc:creator>محمد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.businessofsoftware.ir/?p=243#comment-691</guid>
		<description>ناگفته پیداست که مشکل اصلی از مشتریان است. کسی که حاضر نیست پول بیشتری پرداخت کند باید کیفیت کم‌تر را هم بپذیرد.

در عین حال اگر خودمان را جای مشتریان بگذاریم می‌بینیم که شاید ما هم همان کار را می‌کردیم. شاید هم اصلاً به کیفیت بیشتر نیازی نداشته باشند. مشکل این‌جاست که مشتریان *نمی‌دانند* که پرداخت پول بیشتر برای کیفیت بیشتر به نفعشان است.

راه حل: سعی کنیم به مشتریان یاد بدهیم که هر چقدر پول بدهند، آش می‌خورند. مثلاً یک نمودار قیمت-کیفیت بهشان نشان بدهیم یا بهشان نشان بدهیم که در نگهداری نرم‌افزار، باید چند برابر هزینه‌ی ساخت آن، هزینه‌ی کم‌کیفیتی آن را بپردازند چون نگهداری نرم‌افزار کم‌کیفیت بسیار پرهزینه است.
این مسئله و همچنین مسئله‌ی نرسیدن پروژه‌های نرم‌افزاری سر زمان و قیمت و کیفیت و امکانات برنامه‌ریزی شده، مسئله‌ی شناخته شده‌ای در مهندسی نرم‌افزار است و یکی از وظایف نرم‌افزارسازان این است که این مسائل را برای مشتریان مطرح کنند. من خیلی کم دیده‌ام در ایران کسی به این مسائل بپردازد. وقتی مشتریان این چیزها را نمی‌دانند نمی‌توان انتظار داشت پول بیشتری بدهند.

هم کسانی که با کارفرماها سر و کار دارند و هم رسانه‌ها (حتی رسانه‌های شخصی مانند وب‌نوشت‌ها) می‌توانند این مفاهیم را به مشتریان منتقل کنند. باید راه‌هایی پیدا کنیم که مشتریان قانع شوند پرداخت پول بیشتر به نفع خودشان است. صنعت نرم‌افزار باید با بدنه‌ی جامعه‌ی مصرف‌کننده و سفارش‌دهنده ارتباط قوی و نزدیک برقرار کند. این اتفاق نخواهد افتاد مگر این که خودمان بخواهیم و سعی کنیم.

(عجب نطق حماسی‌ای شد!)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ناگفته پیداست که مشکل اصلی از مشتریان است. کسی که حاضر نیست پول بیشتری پرداخت کند باید کیفیت کم‌تر را هم بپذیرد.</p>
<p>در عین حال اگر خودمان را جای مشتریان بگذاریم می‌بینیم که شاید ما هم همان کار را می‌کردیم. شاید هم اصلاً به کیفیت بیشتر نیازی نداشته باشند. مشکل این‌جاست که مشتریان *نمی‌دانند* که پرداخت پول بیشتر برای کیفیت بیشتر به نفعشان است.</p>
<p>راه حل: سعی کنیم به مشتریان یاد بدهیم که هر چقدر پول بدهند، آش می‌خورند. مثلاً یک نمودار قیمت-کیفیت بهشان نشان بدهیم یا بهشان نشان بدهیم که در نگهداری نرم‌افزار، باید چند برابر هزینه‌ی ساخت آن، هزینه‌ی کم‌کیفیتی آن را بپردازند چون نگهداری نرم‌افزار کم‌کیفیت بسیار پرهزینه است.<br />
این مسئله و همچنین مسئله‌ی نرسیدن پروژه‌های نرم‌افزاری سر زمان و قیمت و کیفیت و امکانات برنامه‌ریزی شده، مسئله‌ی شناخته شده‌ای در مهندسی نرم‌افزار است و یکی از وظایف نرم‌افزارسازان این است که این مسائل را برای مشتریان مطرح کنند. من خیلی کم دیده‌ام در ایران کسی به این مسائل بپردازد. وقتی مشتریان این چیزها را نمی‌دانند نمی‌توان انتظار داشت پول بیشتری بدهند.</p>
<p>هم کسانی که با کارفرماها سر و کار دارند و هم رسانه‌ها (حتی رسانه‌های شخصی مانند وب‌نوشت‌ها) می‌توانند این مفاهیم را به مشتریان منتقل کنند. باید راه‌هایی پیدا کنیم که مشتریان قانع شوند پرداخت پول بیشتر به نفع خودشان است. صنعت نرم‌افزار باید با بدنه‌ی جامعه‌ی مصرف‌کننده و سفارش‌دهنده ارتباط قوی و نزدیک برقرار کند. این اتفاق نخواهد افتاد مگر این که خودمان بخواهیم و سعی کنیم.</p>
<p>(عجب نطق حماسی‌ای شد!)</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: سجاد موسوی</title>
		<link>http://www.businessofsoftware.ir/243/it-loss-leader/comment-page-1/#comment-690</link>
		<dc:creator>سجاد موسوی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.businessofsoftware.ir/?p=243#comment-690</guid>
		<description>این بازار خراب کن ها زیادن

خیلی زیاد و تو همه جا هستن
تو حوزه کاریه من که گرافیکه دیگه نگو و نپرس
طراحی کارت ویزیت و چاپ هزارتا سرجمع هفت هزار تومن

اون موقع با چه زبونی بفهمونی 
من کارت ویزیت یک رو زیر ده تومن طراحی نمی کنم
حالا چرا نمی کنی
اونی که هفت تومن می گیره مگه چیش از تو کمتره
اخه چرا

........</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این بازار خراب کن ها زیادن</p>
<p>خیلی زیاد و تو همه جا هستن<br />
تو حوزه کاریه من که گرافیکه دیگه نگو و نپرس<br />
طراحی کارت ویزیت و چاپ هزارتا سرجمع هفت هزار تومن</p>
<p>اون موقع با چه زبونی بفهمونی<br />
من کارت ویزیت یک رو زیر ده تومن طراحی نمی کنم<br />
حالا چرا نمی کنی<br />
اونی که هفت تومن می گیره مگه چیش از تو کمتره<br />
اخه چرا</p>
<p>&#8230;&#8230;..</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: مهرداد</title>
		<link>http://www.businessofsoftware.ir/243/it-loss-leader/comment-page-1/#comment-689</link>
		<dc:creator>مهرداد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.businessofsoftware.ir/?p=243#comment-689</guid>
		<description>خوب عقل ندارن! دنبال قیمت کم هم هستن! نتیجه همین میشه!

و الا یه شرکت گنده که گفتی باید عقل و شعور و مشاور درس درمون داشته باشه!


نه! مشکل بزرگ اینجا می‌دونی چیه؟
اینکه آدمایی که پول/قدرت/صنعت دارن عقل/شعور ندارن!
اونایی هم که عقل دارن، پول/قدرت/صنعت/امکانات/امکان رشد ندارن! همه می‌پوسن! به همین سادگی :(

آی‌تی یه ما یه مشکل دیگه هم داره! البته خودتم قبلا گفتی :D اینکه یارو برنامه‌نویس خفنیه ها اما بازاریاب که نیست! نمیتونه بفروشه! اونوقت می‌بینی همه‌ی شرکتها دارن از یه مشت آشغال به عنوان نرم‌افزار استفاده می‌کنن

نه امید جان، مشکل خیلی بزرگه =))

---------
یارو یه پروژه مثل بیلبو به من سفارش داده(تقریبا یک چهارم اون زمان می‌خواست واسه من)! می‌گه&lt;b&gt; ۳روزه&lt;/b&gt; تموم می‌شه دیگه!؟ آخه احمق جان! یه سر برو به تاریخچه‌ی سورس بیلبو یا یه چی دیگه تو همون مایه بزن، ببین ۵ ماه فول تایم دو نفر کار کردن که این شده!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خوب عقل ندارن! دنبال قیمت کم هم هستن! نتیجه همین میشه!</p>
<p>و الا یه شرکت گنده که گفتی باید عقل و شعور و مشاور درس درمون داشته باشه!</p>
<p>نه! مشکل بزرگ اینجا می‌دونی چیه؟<br />
اینکه آدمایی که پول/قدرت/صنعت دارن عقل/شعور ندارن!<br />
اونایی هم که عقل دارن، پول/قدرت/صنعت/امکانات/امکان رشد ندارن! همه می‌پوسن! به همین سادگی <img src='http://www.businessofsoftware.ir/wp-includes/images/smilies/icon_sad.gif' alt=':(' class='wp-smiley' /> </p>
<p>آی‌تی یه ما یه مشکل دیگه هم داره! البته خودتم قبلا گفتی <img src='http://www.businessofsoftware.ir/wp-includes/images/smilies/icon_biggrin.gif' alt=':D' class='wp-smiley' />  اینکه یارو برنامه‌نویس خفنیه ها اما بازاریاب که نیست! نمیتونه بفروشه! اونوقت می‌بینی همه‌ی شرکتها دارن از یه مشت آشغال به عنوان نرم‌افزار استفاده می‌کنن</p>
<p>نه امید جان، مشکل خیلی بزرگه =))</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;<br />
یارو یه پروژه مثل بیلبو به من سفارش داده(تقریبا یک چهارم اون زمان می‌خواست واسه من)! می‌گه<b> ۳روزه</b> تموم می‌شه دیگه!؟ آخه احمق جان! یه سر برو به تاریخچه‌ی سورس بیلبو یا یه چی دیگه تو همون مایه بزن، ببین ۵ ماه فول تایم دو نفر کار کردن که این شده!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

