پندهایی به دانشجویان کامپیوتر: چشمان خود را باز کنید

پیشتر در پست «کمبود نیروی انسانی! چرا؟» از کمبود نیروی انسانی توانا در حوزه کامپیوتر گله کردم.
از دیگر سو می‌بینم دانشجویان نیز گله‌مند هستند که چرا کسی آن ها را بکار نمی‌گیرد. در واقع دانشجویان گرفتار دوری باطل هستند، برای استخدام و یافتن کار به سابقه نیاز دارند و تا کار نکنند سابقه  بدست نمی‌آورند، راهی نیز برای برون رفت از این دور نمی‌یابند.
راهش ساده است، دوستان عزیزم کمی چشمان خود را باز کنید و بیرون دانشگاه را هم ببینید.
بیشتر دانشجویان می‌دانند که بیشتر آنچه در دانشگاه می‌آموزند به صورت مستقیم در محیط کار کاربری ندارد. من با این سخن موافقم، اما بر خلاف بسیاری، آنچه را که در دانشگاه به دانشجویان کامپیوتر  می‌آموزند را بسیار مهم و همچون پایه، بنیان و اساس مهارت‌های عملی بعدی که فرد باید بیاموزد، می‌دانم.

اما پندها:
۱- نخست درس‌های دانشگاهی را بسیار خوب بخوانید، برای اینکه یاد بگیرید نه برای پاس کردن.
۲- از سال‌های آغازین شروع به یادگیری مهارت یا زبان برنامه‌نویسی خاص به صورت حرفه‌ای نمایید. اگر می‌خواهید برنامه‌نویسی کنید، زمان مناسب برای آغاز پس از درس «برنامه‌سازی پیشرفته» (دومین درس برنامه‌نویسی) است. بهترین زبان‌ها نیز برای شروع پایتون و جاوا هستند (گرچه خودم پایتون را بهتر و مناسب تر می‌دانم. پی نوشت ۵ را هم ببینید). این کار هم به دو روش یعنی رفتن به  کلاس  در یک موسسه خوب یا خواندنِ شخصی امکان‌پذیر است و سپس برنامه‌نویسی، برنامه‌نویسی و برنامه‌نویسی تا جایی که می‌توانید کُد بنویسید.
۳- تلاش کنید در یک پروژه بازمتن مشارکت کنید. (پست «چرا دانشجویان ایرانی باید در پروژه‌های آزاد/بازمتن مشارکت کنند!؟» را بخوانید)
۴- زبانتان را بسیار قوی کنید، اگر درست برنامه‌ریزی کنید، به‌راحتی می‌توانید همزمان با دانشگاه به کلاس زبان بروید. برای زبان‌آموزی بیش از یک راه وجود ندارد، باید به کلاس بروید، به‌مدت طولانی و پیوسته، آن‌هم در موسسه‌ای خوب.
۵- کار با لینوکس را فرا بگیرید، دست‌کم در حد کاربری.
۶- پس از آنکه مقداری مهارت فرا گرفتید (در همان دانشجویی) تلاش کنید تا به شرکتی نرم‌افزاری بروید (اگر می‌خواهید برنامه‌نویسی کنید)  و رایگان و پاره‌وقت کار کنید. باور کنید آنچه آنجا تجربه‌خواهید کرد بسیار بیش از رایگان کارکردنش می‌ارزد. البته این کار آسان نیست باید پشتکار داشته باشید و پیگیر باشید تا بتوانید مدیر یک شرکت را متقاعد کنید که شما را بپذیرد. گاهی لازم است تا به ۱۰-۲۰ شرکت مراجعه کنید تا یکی شما را بپذیرد.
۷- به فکر کارآفرینی و شرکت زدن هم نباشید، حالا بسیار زود است  (پست «چگونه از خود مدیر بسازیم» را بخوانید)

من پیشتر نوشته‌ای از جول اسپالسکی با نام «پندهایی به دانشجویان کامپیوتر» را درسه بخش ترجمه کرده‌ام که می‌توانید پی‌بگیرید: بخش نخست ، بخش دوم و بخش سوم.

پ.ن ۰: دوستان عزیز، لطفا نوشته را در بلاگ خود کپی و پیست نکنید، اگر فکر می کنید نوشته خوب است و می خواهید دوستان و خوانندگان خود را از آن آگاه سازید به آن لینک بدهید به همین سادگی. من پیوسته نوشته هایم را تکمیل می کنم و نیز به آن پی نوشت اضافه می کنم، وقتی شما نوشته را کپی می کنید، آن نوشته در بلاگ شما دیگر به روز نیست. در ضمن برخی دوستان نیز تصور می کنند همین که زیر یا جای دیگری از نوشته بنویسند که منبع فلان جا، کپی رایت را رعایت کرده اند، در صورتی که اصلا اینگونه نیست. لطفا فقط پیوند دهید. گرچه برخی دوستان نوشته را درسته کپی کرده و خود را نویسنده آن معرفی کرده اند. جالب اینکه یکی از آنها در ابتدای آن نوشته «البته من کوچکتر از آنی هستم که بخواهم شما را نصیحت کنم. در این پست من فقط برخی از توصیه های اساتیدم را برای شما جمع بندی کردم» این دیگر خیلی جالب است. البته برای وی کامنت گذاشتم و آن را اصلاح کرد. ن.ک. به نتایج این جستجو، به ویژه از صفحه دوم نتایج به بعد.

پ.ن ۱: راستش مدت‌ها است که دوست دارم دو پست بنویسم با نام‌های «چرا دانشجویان پند ناپذیرند؟» و «چرا نمی‌شنویم؟» فکر می‌کنم نام آن‌ها به اندازه کافی گویا است، امیدوارم همت کنم و این دو را بنویسم.

پ.ن ۲: وبلاگ فراسان این مساله را از زاویه دیگری دیده است و پستی نوشته  با نام «یافتن کار نیمه وقت و کسب تجربه در زمینه نرم افزار» در پنج قسمت، این پنج پست را نیز بخوانید: قسمت نخست، دوم، سوم، چهارم و پنجم.

پ.ن ۳: دقت کنید ترتیب مهم است، یعنی نخست مهارت‌های خود را تقویت کنید سپس به دنبال کار نیمه‌وقت بگردید. روشن است که کسی که هیچ چیز بلد نیست کار نیمه‌وقت نیز نخواهد یافت حتا رایگان. نکته دیگر، در انتخاب شرکت دقت کنید. جایی بروید که دست کم یاد بگیرید متدولوژی‌ها به چه درد می‌خورند و چگونه آن‌ها را در عمل بکار می‌گیرند، چگونه برنامه‌ریزی میکنند، چگونه با هم کار می‌کنند و … .

پ.ن ۴: اگر می خواهید با C++ آغاز کنید (گرچه پیشنهاد نمی کنم): اگر زبانتان قوی است کتاب

را بیابید و با آن آغاز کنید، البته این کتاب هنوز بیرون نیامده و اوایل ۲۰۰۹ بیرون خواهد آمد-شاید زمانی که این پست را می بینید کتاب بیرون آمده باشد- این کتاب را خالق C++ یعنی Stroustrup و به عنوان نخستین کتاب برنامه نویسی نوشته. اگر زبانتان قوی نیست- که بهتر است به مرور قوی اش کنید- کتاب C++ دایتل و دایتل با چندین ترجمه در بازار موجود است که شخصا فکر می کنم ترجمه شریفی انتشارات غزال ترجمه مناسبی است این کتاب در دو جلد چاپ شده که مشخصات آنها را می توانید اینجا و اینجا ببینید.

پ.ن ۵: پیشتر گفتم که خودتان باید بیشتر چیزها را یاد بگیرید و لزومی ندارد که همه چیز را در دانشگاه یاد بدهند . ولی با این حال اگر می خواهید مسولین گروه کامپیوتر را متقاعد سازید که به عنوان نخستین درس برنامه نویسی به جال پاسکال، پایتون درس بدهند می توانید به آنها بگویید که اکنون این کار در بزرگترین دانشگاه های دنیا دارد انجام می شود. برای نمونه این دو درس مقدماتی برنامه نویسی را ببینید (اینجا و اینجا)  و به آنها نشان بدهید. البته این کار مستلزم پشتکار و پیگیری بسیار است. همانگونه که احتمالا از پیوند متوجه شده اید این دو درس در دانشگاه MIT ارایه می شوند و خوبی آن این است که- همانطور که شما بهتر از من می دانید- MIT بزرگترین و معروفترین دانشگاه در زمینه مهندسی در دنیاست و رتبه یک را در این زمینه دارد، گرچه در چندین رشته نامهندسی از جمله اقتصاد و مدیریت نیز جزو ۵ دانشگاه نخست دنیاست، به همین دلیل کسی نمی تواند بهانه بیاورد که این کار (تدریس پایتون) در دانشگاه های خوب انجام نمی شود و … .

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

Balatarinاین نوشته را به بالاترین بفرستید:
mohandes

دسته بندی شده در: Business, بازمتن, مدیریت و کارآفرینی, نرم افزار, کسب‌وکار نرم‌افزار

سمینار کسب‌ و کار نرم‌افزار آزاد/بازمتن

پنجشنبه گذشته گروه کاربران لینوکس اصفهان گرامی‌داشت روز آزادی نرم‌افزار را برگزار کرد. در این مراسم چند سمینار برگزار گردید که من نیز سمینار کسب‌وکار نرم‌افزار آزاد/بازمتن را ارایه کردم، دوستانی که علاقه‌مند هستند می‌توانند اسلاید‌های آن را از اینجا بگیرند.

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

دسته بندی شده در: Business, Business Model, linux, بازمتن, لینوکس, مدیریت و کارآفرینی, نرم افزار, کسب‌وکار نرم‌افزار

در جستجوی صندلی خوب

ما در حال جابجایی به دفتری جدید هستیم در واقع قصد داریم در شهریور ماه به دفتری جدید نقل مکان کنیم.
با توجه به اینکه کمی رشد خواهیم داشت باید مبلمان اداری جدیدی تهیه کنیم، اما یکی از چیزهایی که فکر ما را به شدت مشغول کرده صندلی کامپیوتر برای برنامه‌سازان است.
قصد ندارم درباره مدیریت منابع انسانی سخن بگویم اما مهمترین سرمایه‌های هر شرکت کامپیوتری برنامه سازان آن شرکت هستند و باید از این منابع گرانبها و کم یاب به خوبی مراقبت کرد. یکی از مهمترین ابزارهای محیطی برای هر برنامه سازی صندلی است، چون دست کم روزانه هشت ساعت از زندگی خود را با آن می‌گذراند.

Aeron chair

این چند وقته به شدت به دنبال صندلی مناسب بودیم، چیزی حدود ۳۰ تا از بهترین فروشگاه‌های مبلمان اداری اصفهان را زیر و رو کردیم و محصولات بیش از ۱۰ تولید کننده مختلف را دیده و بررسی کردیم متاسفانه هیچ کدام از صندلی‌ها همه آن معیارها یا حتا دست کم چندی از معیارهایی را که ما مد نظر داشتیم، نداشتند. به سختی توانستیم یک مدل بیابیم که کمی از انتظارات ما را برآورده می‌کرد سر آخر به این نتیجه رسیدیم که به تهران بیاییم شاید گزینه‌های بهتری یافت شود.
اگر در جای دیگری بودیم به راحتی و بدون تردید صندلی Aeron را انتخاب می‌کردیم، این صندلی امروزه در بیشتر شرکت‌های نرم‌افزاری استفاده می‌شود. کمی گران هست ولی با توجه به دوام و مزیت هایش مقرون به صرف است.
ما هنوز صندلی مورد نظر خود را نیافته‌ایم، اگر دوستان صندلی در این سطح سراغ دارند خوشحال می‌شوم اگر معرفی کنند.

پ.ن: ما تا به حال محصولات تولید کننده‌های مختلفی از جمله نیلپر، جلیس، لیو، اروند، رایانه صنعت، راحتیران و چند تولید کننده دیگر که اکنون نامشان را به یاد ندارم بررسی کرده‌ایم و فقط از دو صندلی خوشمان آمده است یکی لیو S62i و دیگری رایانه صنعت ونوس-۱ ۷۰۸ P-C. البته دو صندلی دیگر هم بودند که فقط در اینترنت دیدیم، به نظر جالب می‌آمدند ولی اینجا نیافتیم و نتوانستیم چون دیگر صندلی‌ها آنها را امتحان کنیم: جلیس J-100 و اروند ۳۲۱۴

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

دسته بندی شده در: مدیریت و کارآفرینی, نرم‌افزاری, کسب‌وکار نرم‌افزار

چگونه از خود مدیر بسازیم۲- منابع انسانی

این پست را در ادامه نوشته پیشین «چگونه از خود مدیر بسازیم» می‌نویسم. پس از آن نوشته دوستانی به من یادآور شدند که «مدیریت منابع انسانی» را نادیده گرفته‌ام گرچه خودم اینگونه نمی‌پنداشتم زیرا با اینکه نامی از آن نبردم اما بیشتر منابعی که ذکر کردم در این باره سخن گفته‌اند برای نمونه کتاب «عبور از طوفان» یک فصل در این‌باره دارد و در آخر فصل نیز چندین منبع معرفی کرده است یا ماهنامه‌های «گزیده مدیریت» و «تدبیر» در هر شماره دست‌کم یک مقاله درباره مدیریت منابع انسانی دارند. خود من نیز پیشتر در سه پست کمی درباره آن نوشته‌ام:

اما اگر می‌خواهید درباره مدیریت منابع انسانی در شرکت‌های کامپیوتری بیشتر بخوانید:

- نخست به بلاگ دوست خوبم علی واحد سر بزنید (البته کمی باید جستجو کنید) وی چندین نوشته درباره مدیریت منابع انسانی دارد

- سه چهار کتاب هم هست که چند وقتی است من را به خود مشغول کرده، فکر می‌کنم برای شما نیز بسیار مفید باشد

- Smart and Gets Things Done: Joel Spolsky’s Concise Guide to Finding the Best Technical Talent

کتابی است کوچک اما بسیار مفید درباره فرآیند و روش استخدام نیروهای خوب، کتاب بسیار عالی است، به ویژه آنکه در جای جای کتاب درباره ویژگی‌های رفتاری برنامه‌سازان سخن گفته. من خودم زمانی که کتاب را به‌دست گرفتم نتوانستم کتاب را کنار بگذارم و آنرا دو روزه خواندم . ما در روش استخدام نیروهای «باهوش و کاری» بسیار مشکل داریم و فرآیند استخدام در بیشتر شرکت‌های کامپیوتری فرآیند مدونی نیست. این کتاب می‌تواند افق نویی در این زمینه به ما نشان دهد.

- How Would You Move Mount Fuji? Microsoft’s Cult of the Puzzle - How the World’s Smartest Company Selects the Most Creative Thinkers

این کتاب هم درباره فرآیند استخدام است، در واقع درباره فرآیند استخدام در مایکروسافت. گرچه امروزه این روش تقریبا در بیشتر شرکت‌های کامپیوتری خوب اجرا می‌شود..

- Managing Humans: Biting and Humorous Tales of a Software Engineering Manager

هم‌اکنون سرگرم خواندن این کتاب هستم. کتابی مفید، کاربردی و شیرین است. البته حجم زیادی هم ندارد.

- Peopleware: Productive Projects and Teams

این هم معروف‌ترین کتاب در حوزه مدیریت منابع انسانی در شرکت‌های کامپیوتری است. در واقع کتاب کلاسیک این زمینه محسوب می شود. نامش نیز بسیار جالب توجه است.

فکر می‌کنم با خواندن این کتاب‌ها اطلاعات پایه و بسیار خوبی درباره مدیریت منابع انسانی فرا بگیریم.

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

Balatarinاین نوشته را به بالاترین بفرستید:

دسته بندی شده در: Business, مدیریت و کارآفرینی, نرم افزار, کسب‌وکار نرم‌افزار

کمبود نیروی انسانی! چرا؟

در اصفهان و شهرستان‌های نزدیک دانشگاه‌ها و موسسه های زیادی هستند که رشته کامپیوتر دارند. دانشگاه اصفهان، دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشگاه آزاد نجف‌آباد و چند دانشگاه آزاد دیگر، چند دانشگاه پیام‌نور و چندین‌وچند موسسه آموزش عالی غیر انتفاعی و علمی-کاربردی.

با یک حساب سرانگشتی درمی‌یابیم که سالانه بیش از ۱۰۰۰ نفر نرم‌افزار خوانده از این دانشگاه‌ها فارغ‌التحصیل می‌شوند. اما جالب است است که با هر مدیر شرکت کامپیوتری که صحبت می‌کنید از کمبود یا نبود نیرو گلایه می‌کند. همین دیروز در جلسه‌ای با مدیران دو شرکت در این‌باره صحبت می کردیم و آنها نیز می‌نالیدند. جالب است که با وجود این همه فارغ‌التحصیل کامپیوتر، شرکت‌های کامپیوتری اصفهان در مجموع سالانه ۳۰-۴۰ نیرو می‌خواهند و نمی‌یابند!!!!!!!!

من به اینکه سیستم آموزشی دانشگاه‌ها چگونه است کاری ندارم و در این مورد اشکال را در دانشجویان می‌بینم-البته امیدوار بودم که دست‌کم به آنها بگویند که تنها اصول پایه‌ای را در دانشگاه می‌آموزند و خود باید به دنبال یادگیری بسیار چیزهای دیگر بروند- نمی‌دانم چرا دانشجویان حوصله کار ندارند (البته پس از پایان درس) چرا دنبال آموختن چیزهای نو نمی‌روند. چرا نمی‌روند زبان خود را تقویت کنند. یادمان باشد که دانشجوی کامپیوتری که زبانش قوی نباشد یا اهل مطالعه و کتاب خواندن نباشد، به هیچ دردی نمی‌خورد.

شما اگر پای صحبت‌های دانشجویان یا تازه «دانش‌آموخته» شده‌ها بنشینید از بیکاری می‌نالند، در صورتی که از دیگر سو صاحبان کسب‌وکارها و مدیران شرکت‌ها از کمبود یا نبود نیرو‌ دلشان خون است.

مساله‌ی دیگری هم که وجود دارد این است که بیشتر دانشجویان قوی -دست‌کم در ایران- فکر می‌کنند که حتما باید ادامه تحصیل دهند. (در واقع فکر می‌کنند که راهی جز ادامه تحصیل ندارند) و به سراغ کار نمی‌روند.

دیگر نمی‌دانم چه باید کرد. لطفا دیدگاه‌ یا راهکارهای خود را بیان کنید.

پ.ن.: اگر دانشجو هستید لطفا این پست‌های من را نیز بخوانید:
پندهایی به دانشجویان کامپیوتر- بخش نخست
پندهایی به دانشجویان کامپیوتر- بخش دوم
پندهایی به دانشجویان کامپیوتر- بخش سوم
چرا دانشجویان ایرانی باید در پروژه های آزاد/بازمتن مشارکت کنند!؟

پ.ن. ۲: من پیشنهادی هم دارم که شاید کمی کمک کند، دانشکده‌های کامپیوتر (مسولان دانشکده یا انجمن‌های دانشجویی و …) هر از چندگاهی مدیران شرکت‌های کامپیوتری معروف و عضو انجمن صنفی اصفهان بخواهند را دعوت کنند تا برای دانشجویان (همه سال یکم تا چهارم) سخنرانی کنند و دیدگاه‌های خود را بیان کنند. اینگونه دانشجویان کم‌کم با جو و محیط کسب‌وکار بیرون آشنا می‌شوند و مدیران هم به دانشجویان می‌گویند که شرکت‌ها به چه توانایی‌هایی نیاز دارند و چه باید بیاموزند.

پ.ن. ۳: خوشحال می‌شوم اگر دوستان به این پست لینک بدهند یا دیگران را از این پست مطلع سازند تا بتوانیم طیف گسترده‌تری از دیدگاه‌ها را ببینیم شاید بتوانیم به نتایج خوبی برسیم. در ضمن حتما دیدگاه‌های خود را بیان نمایید.

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

Balatarinاین نوشته را به بالاترین بفرستید:

دسته بندی شده در: Business, مدیریت و کارآفرینی, نرم افزار, کسب‌وکار نرم‌افزار

چگونه از خود مدیر بسازیم

بارها گفته‌ام و بر آن پافشاری می‌کنم که یکی از اساسی‌ترین مسایل شرکت‌های نرم‌افزاری خصوصی ایران (به ویژه شرکت‌های نوپا) ضعف دانش مدیریتی است.

ما فکر می‌کنیم چون مهندس کامپیوتر هستیم پس می‌توانیم شرکت کامپیوتری بزنیم و مدیر خوبی برای یک شرکت نرم‌افزاری خواهیم بود. این فکر به جز در موارد بسیار استثنا بسیار نادرست است.

اما اگر برای آینده خود برنامه‌ریزی کرده‌ایم و می‌خواهیم شرکتی را برپا کنیم چه کنیم:

۰- پیش از هر چیز باید بدانیم که آیا زمینه مدیر شدن را داریم یا خیر. من خود بر آنم که بسیاری از توانایی‌های مدیریتی اکتسابی است، اما شم مدیریتی هم مهم است. بسیاری از افراد برای مدیریت ساخته نشده‌اند یا آن را دوست ندارند اما چون هنوز آغاز نکرده‌اند این را نمی‌دانند. آزمون‌هایی برای این کار وجود دارد که بیشتر به نام آزمون‌های «کارآفرینی» یا «آزمون سنجش شخصیت کارآفرین» شناخته می‌شوند. در آنها توانایی‌های چون خطرپذیری و … سنجیده می‌شوند. آنها را برای خود بکار بگیرید.

۱- نخست باید یاد بگیریم که اگر می‌خواهیم چیزی را بدست آوریم باید برایش هزینه کنیم. البته بسته به آن چیز نوع هزینه کردن هم فرق خواهد کرد.

۲- برای اینکه از خود مدیر بسازیم باید «زمان» و «پول» را هزینه کنیم.

۳- در دوره‌های ۷۲ ساعته که به دوره‌های کارآفرینی معروف هستند شرکت کنید. از آنجا که این دوره‌ها با کیفیت‌های مختلف برگزار می‌گردند، دقت کنید به موسسه‌ای بروید که این دوره را خیلی جدی برگزار می‌کند و مربیان خوبی را بکار می‌گیرد. هم‌زمان کتاب «عبور از طوفان: راهنمای کاربردی شرکت های نوپا در ایران» را بخوانید، کتاب بسیار مفید و کاربردی است و بسیاری از چیزهایی که برای برپایی یک شرکت نیاز است را یک‌جا آورده است. پس از این دوره اگر به این نتیجه رسیدید که هنوز می‌خواهید شرکتی برپا کنید باید به ۳ دوره‌ی حرفه‌ای‌تر بروید:

۴- در دوره‌های زیر شرکت کنید:

۵- دیگر کلاس کافی است، پس از برپایی شرکت اگر نیاز دیدید در دوره‌ای شرکت کنید آن‌زمان این کار را بکنید. زمان آن است که چند کتاب بخوانیم. دو کتاب را نام می‌برم در طول کار شرکت تلاش کنید کتاب‌های ناشران خوبی چون «فرا»، «رسا» و «سازمان مدیریت صنعتی» را به فراخور نیاز بخوانید و از کتاب‌های دانشگاهی نیز پرهیز کنید:

۶- دو ماهنامه «تدبیر» و «گزیده مدیریت» را آبونه شوید.

نکته بسیار مهم: (این نکته استثنا هم دارد اما در حالت کلی) به شدت از اینکه (بلافاصله) پس از پایان تحصیل شرکت بزنید خودداری کنید، بهترین حالت این است که پس از دانش‌آموختگی دست‌کم ۲ تا ۳ سال در شرکت‌های دیگر کار کنید تا هم تجربه بیندوزید و هم راه‌وچاه‌ها را یاد بگیرید. بدترین کاری که یک فرد می‌تواند انجام دهد این است که تا فارغ‌التحصیل شد (صفر کیلومتر) شرکتی برپا کند.

پ.ن:انجمن بین‌المللی مدیران ایرانی «کارگاه آموزشی مدیریت فرصت‌ورزی و تضمین کسب و کار پایدار» را برگزار می‌کند، دوره کمی گران است ولی فکر می‌کنم بسیار مفید باشد.

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

Balatarinاین نوشته را به بالاترین بفرستید:

دسته بندی شده در: Business, بازاریابی, مدیریت و کارآفرینی, کسب‌وکار نرم‌افزار,

چگونه خوره (Geek) ها را مدیریت نکنیم- بخش دوم

۶. رفتار متناقض
خوره‌ها حس انصاف عمیقی دارند، شاید برای این واقعیت است که در فناوری ازاطلاعات، ساختار و یکدستی حیاتی است. نمی‌شود که مستندات یک چیز را بگویند درحالیکه کُد کار دیگر انجام می‌دهد، به همین شکل مدیران نمی‌توانند یک چیز بگویند بعد کار دیگر انجام دهند.

۷. نادیده گرفتن خوره‌ها
از آنجا که مدیران و خوره‌ها آدم‌های متفاپتی هستند، ممکن است مدیران خوره‌ها را تنها بگذارند. این مدیریت بر آنها را سخت می‌کند، خوره‌ها هم همچون دیگر گروه‌ها رهبری خوبی نیاز دارند.

۸. تصمیم‌گیری بدون مشورت با آنها
خوره‌ها معمولا جنبه‌های فنی کسب‌وکار را بهتر از مدیران می‌دانند، پس تصمیم‌گیری فنی بدون مشورت با آنها بزرگترین اشتباهی است که مدیران می‌توانند مرتکب شوند.

۹. ندادن ابزارهای لازم
یک کامپیوتر سریع هزینه بیشتری از یک کامپیوتر قدیمی دارد و ممکن است خرید آن جزو استانداردهای شرکتی نباشد اما خوره‌ها کامپیوتر را به گونه‌ای متفاوت به کار می‌برند. کامپیوتر کُند بهره‌وری را پایین می‌آورد و هر روز مایه آزار می‌شود. همینگونه است نرم‌افزارهای قدیمی شده. به آنها ابزارهایی را که نیاز دارند بدهید.

۱۰. فراموش کردن اینکه خوره‌ها کارکنانی خلاق هستند.
برنامه‌نویسی فرآیندی خلاق است نه فرآیندی صنعتی. خوره‌ها باید پیوسته راه‌حل‌هایی برای مسایل نو ارایه کنند و به ندرت مساله‌ای مشابه را دو بار حل می‌کنند. بنابراین به آنها فرصت و انعطلاف پذیری لازم را بدهید. پوشیدن لباس‌های فرم و رسمی همه نوآوری‌ها را از بین می‌برد. همینطور آنها محیطی خلاق می‌خواهند تا از «پارتیشن‌های» مربع مستطیل دوری کنند.

انجام یک یا بیشتر از این ۱۰ اشتباه (و من مدیرانی را دیده‌ام که همه این ۱۰ اشتباه را مرتکب شده‌اند) نتایجی جدی در بر دارد، نتایجی چون:
- انگیزه‌های پایین
- از دست دادن بالای کارکنان
- رشد گریز از کار
- بهره‌وری پایین‌تر
- کیفیت پایین‌تر
- خدمات بد

خوره‌های شاد خوره‌هایی بهره‌ور هستند و مهمترین فاکتور، مدیریت خوب و مناسب وضعیت آنها است.

این نوشته برگردانی است از:

Kjerulf, Alexander. “How NOT to lead geeks

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

Balatarinاین نوشته را به بالاترین بفرستید:

دسته بندی شده در: Business, مدیریت و کارآفرینی, کسب‌وکار نرم‌افزار

چگونه خوره (Geek) ها را مدیریت نکنیم- بخش نخست

هنگامیکه خوره‌های شرکت NCR در استرالیا تهدید به اعتصاب کردند، این حرکت می‌توانست دستگاه‌های خودپرداز(ATM)، صندوق سوپر مارکت‌ها و دریافت فرودگاه‌ها را فلج کند. این نشان دهنده این واقعیت است که فناوری اطلاعات محور تقریبا همه کسب‌وکارها گردیده است و هرگونه هرج‌ومرج یا خرابکاری هزینه‌های مالی و زمانی بسیاری در بر خواهد داشت، این بدین معنی است که خوشحال نگه داشتن خوره‌ها در محیط کار نیازی اساسی برای کسب‌وکارهای مدرن است. خوره‌های شاد، خوره‌هایی اثربخش هستند.
دلیل اصلی اینکه کامپیوتری‌ها سرِ کار ناراضی هستند ارتباط بد با مدیران است، اغلب به این خاطر که خوره‌ها و مدیران شخصیت‌هایی از اساس متفاوت دارند، پیش‌زمینه‌های حرفه‌ای و بلندپروازانه.
برخی افراد اینگونه نتیجه‌گیری می‌کنند که خوره‌ها از مدیران متنفر هستند و هدایت (و رهبری) آنها ناممکن است. گاهی عبارت «مدیریت خوره‌ها همچون جمع کردن گربه‌ها است» بکار برده می شود، اما این کاملا نادرست است. واقعیت این است که کامپیوتری‌ها از مدیریت بد متنفر هستند و کمتر از دیگر گونه‌های کارمندان آن را تحمل می‌کنند.
پس اشکال کار از کجاست؟ من کارم را با خوره بودن آغاز کردم و بعد‌ها مدیر و موسس یک شرکت کامپیوتری شدم، پس موقعیت آن را داشته‌ام که هردو را تجربه کنم. فهرست ۱۰ اشتباهی را که دیده‌ام مدیران در مدیریت خوره‌ها مرتکب می‌شوند را اینجا آورده‌ام:

۱. بها ندادن به آموزش
رییسی داشتم که می‌گفت «آموزش هدر دادن پول است، خودتان یاد بگیرید». آن شرکت ۲ سال بعد ورشکست شد. آموزش بسیار اهمیت دارد به ویژه در فناوری اطلاعات و مدیران باید این را بدانند و برای آن هزینه کنند. گاهی به این مشکل بر می‌خورید که «اگر به آنها آموزش بدهید، رقبا آنها را از دست شما در‌می‌اورند و استخدام می‌کنند» این حرف تا حدی درست است، ولی اگر این کار را نکنید کارمندانی خواهید داشت که آنقدر غیرماهر هستند که هیج جای دیگر حاضر به استخدام آنها نمی‌شوند.

۲. شناخت نداشتن
از آنجا که ممکن است مدیران، به خوبی سر از کاری که خوره‌ها انجام می‌دهند در نیاورند، برای آنها سخت است که به آنها شناخت پیدا کنند و کاری را که عالی انجام شده پاداش بدهند، این کار انگیزه‌ها را از بین می‌برد، راه حل کارکردن با همدیگر برای تعیین مجموعه‌ای از اهداف کاری است که دو طرف بر آن توافق دارند. هنگامیکه به این هدف‌ها رسیدیم یعنی خوره‌ها کارشان را خوب انجام داده‌اند.

۳. بیش از حد کار کشیدن
«بگذارید تا آنجا که می‌توانیم از خوره‌ها کار بکشیم، آنها که زندگی ندارند» این روش برخی از مدیران است. این کار اشتباه بزرگی است و خوره‌هایی که بیش از حد کار می‌کنند یا از پا در می‌آیند یا از شرکت می‌روند. در یک مورد معروف یک کامپیوتری جوان که فشار کاری بسیاری به او وارد شده بود در بیمارستان بستری شد، پس از برگشت به کار دوباره به او حمله دست داد. این نشان می‌دهد این افسانه که ساعت‌های کاری طولانی برای کسب‌وکار خوب است نادرست است.

۴. بکار بردن زبان مدیریتی
خوره‌ها از زبان مدیریتی متنفر هستند و آنرا ظاهری و دروغین می‌پندارند. لازم نیست مدیران فنی صحبت کنند اما باد واژگان تجاری را دور بریزند. مدیری می‌گوید « لازم است که بصورت پیشگیرانه زمان ارایه به بازار خود را تحت تاثیر قرار دهیم» یا به سادگی بگوید «ما باد این پروژه را به موقع حاضر کنیم»

۵. تلاش برای باهوش‌تر بودن از خوره‌ها
هنگامیکه مدیران درباره یک مساله فنی هیچ نمی‌دانند، باید به راحتی آنرا بپذیرند و به آن اعتراف کنند. خوره‌ها بخاطر این کار به آنها احترام خواهند گذاشت، اما نه برای تظاهر به دانستن. آنها مدیران را گیر خواهند انداخت- خوره‌ها باهوش هستند.

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

Balatarinاین نوشته را به بالاترین بفرستید:

دسته بندی شده در: Business, مدیریت و کارآفرینی, کسب‌وکار نرم‌افزار

سمینار کسب‌وکار بازمتن

دوشنبه گذشته (۱۵ بهمن) در گروه کاربران لینوکس اصفهان سمیناری کوتاه (در حد ۲۰ دقیقه) داشتم درباره‌ی کسب‌وکار بازمتن (Open source Business). راستش بارها از زیربار این کار شانه‌ خالی کرده‌بودم، اما دیگر نشد.

از آنجا که این کار در اوج کاری من رخ داد، فرصت چندانی برای کار روی آن نداشتم و در واقع فایل ارایه (پرزنتیشن) را صبح دوشنبه آماده کردم، بنابراین احتمالا چنگی به دل نخواهد زد، البته تلاش هم کردم که در این زمان کوتاه زیاد وارد جزییات نشوم. اما دوستانی که علاقه‌مند هستند می‌توانند آنرا از اینجا بارگیری نمایند.

بسیار خوشحال خواهم‌شد اگر پس از بارگیری و خواندن، دیدگاه‌های خود را بگویید. تلاش خواهم کرد در نخستین فرصتی که دست داد بیشتر روی آن کار کنم.

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

دسته بندی شده در: Business, Business Model, linux, marketing, اقتصاد, بازمتن, لینوکس, مدیریت و کارآفرینی, نرم افزار, نرم‌افزاری, کسب‌وکار نرم‌افزار

درسی در بازاریابی نرم‌افزار: مناسب زمان رفتار کنید

این دومین مقاله درباره مدیریت شرکت‌های کوچک نرم‌افزاری است که به فارسی برمی‌گردانم. مقاله نخست در شرکتتان برنامه‌ساز نیاز دارید، نه برنامه‌نویس است.این دومین مقاله از دو سو بسیار مهم است یکی مقاله در جای خود است و دیگر اینکه این مقاله مفهوم گذر از شکاف را به سادگی گفته‌است. گذر از شکاف مفهومی اساسی در شرکت‌های نرم‌افزاری است که بدبختانه تا به حال هیچ منبع فارسی درباره آن نیافته‌ام و در بسیاری جاها پرکاربردش یافته‌ام. چهار مقاله درباره بازاریابی در شرکت‌های بازمتن در صف ترجمه دارم که همه آنها این مفهوم را بکار گرفته‌اند. لطفا نادرستی‌ها و نابجایی‌های مقاله را گوشزد کنید:

چهار گروه

مردم در بخش شما از بازار به چهار گروه تقسیم می‌شوند:

  • پذیرندگان آغازین ریسک پذیرانی هستند که آزمودن چیزهای نو را به‌راستی دوست دارند.
  • واقع‌بینان کسانی هستند که ممکن است بخواهند فناوری نو را بکارگیرند اگر تنها راهی باشد که مشکلشان با آن حل می‌شود.
  • محافظه‌کاران از فناوری نو خوششان نمی‌آید و تلاش می‌کنند از آن دوری کنند.
  • واماندگان به خودشان می‌بالند که واپسین کسانی هستند که هر چیز نو را می‌آزمایند.

کتاب‌های بازاریابی معمولا این گروه‌ها را به شکل یک منحنی زنگوله ای نشان می‌دهند، چیزی شبیه این:

Bell Curve

منحنی زنگوله‌ای دو نکته مهم را نشان می‌دهد:

  • دو گروه میانی بیشتر مشتریان باقوه شما را شامل می‌شوند.
  • شما تنها به نوبت و از چپ به راست می‌توانید به این مشتریان دست پیدا کنید.

هرکدام از این چهار گروه رفتار ویژه خود را دارند که نشان دهنده هنگامی است که آن گروه محصول شما را خواهد خرید:

  • پذیرنگان آغازین نیاز چندانی به متقاعد کردن ندارند. برخی از آنها محصول شما را می‌آزمایند تنها به این خاطر که نو است. آنها منتظر تایید هیچ‌کس نمی‌مانند. آنها پیشتازانی هستند که ترجیح می‌دهند که بر لبه تیز فناوری باشند.
  • واقع‌بینان تنها هنگامی محصول شما را خواهند خرید که ببیند دیگر واقع‌بینان آنرا می‌خرند. البته این شبیه پارادوکس «نخست مرغ به وجود آمد یا تخم‌مرغ» است. درباره این مساله بیشتر می‌گوییم.
  • محافظه‌کاران تنها پس از آنکه ببینند واقع‌بینان از محصول شما خشنود هستند، آن را می‌خرند.
  • هیچ روشی برای پیش‌بینی رفتار واماندگان نیست. ممکن است که هیچگاه محصول شما را نخرند. به راحتی می‌توانید آنها را نادیده بگیرید. هنگامی‌که محصولتان به جایی برسد که واماندگان آنرا بخرند آنگاه شما دیگر در شرکت مسئول بازاریابی نخواهید بود. شرکت شما بسیار موفق شده‌است. شما هم نیمچه‌بازنشسته شده‌اید. یک مدیر بازاریابی بکار گرفته‌اید و هدف‌های خنده‌دار و دست‌نیافتنی را به او سپرده‌اید، تنها برای اینکه بتوانید سردرگمی و دست‌وپا زدن او را ببینید.

~~~

شکاف

برای اینکه موفق شوید به مرور باید محصول خود را به واقع‌بینان و محافظه‌کاران بفروشید، اما رفتار این دو گروه با رفتار آن دو گروه دیگر در دو سر منحنی زنگوله‌ای به کلی متفاوت است و به ویژه اینکه این دو گروه میانی روحیه‌ای پیرو‌-وار دارند. آنها دنباله‌رو هستند. آنها تنها زمانی می‌خرند که ببینند دیگران این کار را می‌کنند.

البته محافظه‌کاران مشکل چندانی ندارند. آنها واقع‌بینان را به دقت می‌نگرند. هنگامی‌که بیشتر واقع‌بینان از محصول شما خشنود باشند، آنها محصول شما را خواهند خرید. شما مجبور نیستید برای جذب محافظه‌کاران حرکت خاصی انجام دهید. زمانیکه واقع‌بینان شما را دوست داشته‌باشند آنگاه محافظه‌کاران به دنبال آنها خواهند آمد.

مشکل اصلی واقع‌بینان هستند. آنها دنباله‌رو هستند، اما دوست دارند تنها از همدیگر دنباله‌روی بکنند. اینکه آنها به‌سادگی منتظر گروه پیشین خود خواهند ماند که محصول شما را دوست بدارند فکری وسوسه کننده اما نادرست است. پذیرش پذیرندگان آغازین کافی نیست. این‌کار مانند آغاز رقص در یک جشن است، همه به همدیگر نگاه می‌کنند و منتظر می‌مانند تا کسی دیگر نخستین حرکت را بکند.

جفری مور (Geoffrey Moore) به خوبی این رفتار را در کتاب برجسته خود «گذر از شکاف» (Crossing the Chasm) شرح داده است. مور بیان می‌دارد که منحنی بازاریابی زنگوله‌ای کلاسیک نادرست است و درواقع باید بیشتر شبیه این شکل نمایش داده شود:

bell2_1.gif

این طرح نشانگر این واقعیت است که بین پذیرندگان آغازین و واقع‌بینان گذاری پیوسته یا منطقی وجود ندارد. بین پذیرندگان آغازین و واقع‌بینان یک شکاف (chasm)هست. برای اینکه محصول خود را با موفقیت به واقع بینان بفروشید باید از این شکاف گذر کنید.

اما اگر واقع‌بینان نمی‌خرند مگر زمانیکه همدیگر را در حال خریداری بینند، چگونه به آن‌سو برویم؟

کلید کار یافتن واقع‌بینی است که نیازمند و ناچار است، یا آنگونه که مور می‌گوید، واقع‌بین گرفتار. آنها مشکلی دارند و به شدت نیاز دارند که مشکلشان حل شود. در واقع، آنها آنچنان نیازمند راهکار هستند که می‌پذیرند از رده هم‌قطاران واقع‌بین خود جدا شده و نخستین کسی از گونه خود باشند که محصول شما را می‌آزماید.

شما به روابطی بسیار ویژه با این واقع‌بینان گرفتار نیاز دارید. آنها همکاری با شرکت‌های کوچک نرم‌افزاری را دوست ندارند. ترجیح می‌دهند با شرکت‌های بزرگ و جا افتاده تر کار کنند.آنها با گزیدن محصول شما برای خرید به شما کمک می کنند که از شکاف گذر کنید. شما به واقع مستحق اینکه آنسو باشید نیستید و آنها این را می‌دانند.

بنابراین باید به‌گونه‌ای ویژه با آنها رفتار کنید. هرچه می‌خواهند به آنها بدهید، کمابیش مثل اینکه آنها برنامه‌ای سفارشی درخواست داده‌اند. ممکن است که نیاز باشد شما ویژگی‌های خاصی را تنها برای آنها پیاده‌سازی کنید. ممکن است مجبور شوید تخفیف زیادی به آنها بدهید. باید سایت آنها را ببینید و به‌شخصه با آنها دیدار کنید. شاید مجبور شوید محصولتان را برای آنها نصب کنید. به احتمال زیاد از دید مالی، این ضرری خالص خواهد بود. اشکالی ندارد. تا زمانیکه آنها خشنود نشده‌اند دست بر ندارید. سپس آنها را خشنود نگه دارید، تا جاییکه شرکت شما کم و بیش دایم در کنار شرکت آنها دیده شود.

از آنجا که گذر از شکاف سخت است، ممکن است وسوسه شوید که تنها در سمت چپ آن باقی بمانید (و از آن گذر نکنید). شاید پذیرندگان آغازین بازاری داشته‌باشند که به اندازه کافی برای محصول شما بزرگ باشد. متاسفم انا این جواب نخواهد داد. پذیرندگان آغازین چیزهای نو را دوست دارند و محصول شما هر روز کهنه‌تر می شود. اگر تلاش کنید که عمر محصول خود را برای پذیرندگان آغازین بسازید، خطر این را پذیرفته‌اید که شما را رها کنند و به سراغ کس دیگری بروند که مدعی داشتن محصولی با آخرین فناوری عالی است.در بلند مدت، ماندن در سمت چپ شکاف کاری ایمن و خردمندانه نیست.

~~~

چند نمونه

چند نمونه را ببینید (توجه کنید که این مقاله سال ۲۰۰۳ نوشته شده):

  • SourceOffSite از شکاف گذر کرده است. زندگی در آنسو خیلی خوب است. بیشتر شرکت های فرچون ۵۰۰ در فهرست مشتریان ما هستند. محصول بسیار سودده است.
  • اما SourceGear Vault هنوز پیش از شکاف است. ما نسخع ۱.۰ خود را بیرون داده‌ایم و پذیرندگان آغازین عاشقش هستند. ما در حل پایان کار نسخه ۱.۱ هستیم که شانل بهبودهایی است ولی این نشخه هم ما را گذر نخواهد داد. خوشبختانه دنیای SourceSafe پر از واقع‌بینان نزار است. همزمان که داریم روی نسخه ۲.۰ کار می‌کنیم در حال مذاکره با چندتایی از آنها هستیم.
  • ویندوز مایکروسافت بسیار آنسوتر از شکاف رفته است.
  • روشن است که CRM مایکروسافت هنوز در سرزمین پذیرندگان آغازین است. غول ردموند بسیار راحت‌تر از من و شما می‌تواند از شکاف گذر کند، اکا او هم مجبور است گذر کند. و درست مانند دیگران، بیشتر محصولات نو مایکروسافت تا نسخه ۳.۰ گذر نخواهد کرد.
  • برخی از دوستان من و دوست‌داران NET. با من مخالفند اما من هنوز NET. را پیش از شکاف می‌دانم. آیا NET 2.0 . به آنسوی شکاف خواهد رسید، یک نسخه زودتر از همیشه؟ شاید.
  • به‌قطع Java پس از شکاف است.
  • دستگاه پخش DVD آنسوی شکاف است. راستش پدر و مادرم تازگی یک دستگاه گرفته‌اند و این بازار آرام‌آرام دارد واماندگان را جذب می‌کند.☺
  • وبلاگ‌ها چطور؟ پیش یا پس از شکاف؟ با وجود رشد بسیار محبوبیت آنها در چند سال گذشته باید بگویم که وبلاگ‌ها هنوز پیش از شکاف هستند و هنوز بسیاری از توانایی‌های آنها باید شناخته شود.
  • دوربین دیجیتال در همین چندساله از شکاف گذر کرده است.
  • PDA ها از شکاف گذر کردند، آنگاه تعادل خود را از دست دادند و به درون افتادند.☺

~~~

مناسب زمان رفتار کنید

زیاد شتاب نکنید. گذر زمان در این منحنی زنگوله‌ای معمولا با سالیان سنجیده می‌شود نه با هفته‌ها و ماه‌ها. این چهار گروه و گذر بین آنها نشانگر مراحل مختلف از عمر محصول شماست. هرکدام از این مراحل بسیار متفاوت هستند. اگر مناسب هرکدام از این مراحل عمر محصولتان رفتار کنید، کارها بسیار بهتر پیش خواهد رفت.

دختران نه‌ساله آرایش غلیظ نمی‌کنند. شصت و پنج ساله‌ها آغاز به دانشگاه رفتن نمی‌کنند. سی و دو ساله‌ها آنگونه که ده سال پیش می‌کردند تمام شب را بیدار نمی‌مانند.(البته روشن است برای هرکدام از این‌ها استثناهایی هم هست)☺

به همین شکل محصولات نیاز دارند که مناسب عمرشان رفتار کنند. گزیدن ویژگی‌ها(ی محصول) بخشی از بازاریابی است. هنگامی‌که تصمیم می‌گیرید چه ویژگی‌هایی در نسخه بعد گنجانده شوند باید مرحله کنونی از عمر محصولتان را در نظر داشته باشید. چند نمونه برای روشن‌تر شدن:

  • برای جذب پذیرندگان آغازین محصول شما باید نو و هیجان‌انگیز باشد. برای جذب محافظه‌کاران باید خسته‌کننده و معروف باشد.
  • اگر به دنبال پذیرندگان آغازین هستید، وقت خود را برای افزودن ویژگی‌هایی که تنها محافظه‌کاران دوست دارند، هدر ندهید.
  • همانگونه که پیشتر گفتم، برای اینکه واقع‌بینان حمایت کننده خود را خشنود نگه دارید، مجبور خواهید بود که کمابیش هرچه می‌خواهند انجام دهید. اما احتمالا با هرکسی که سوی دیگر شکاف قرار دارد این‌گونه رفتار نمی‌کنید. واقع‌بینان و محافظه‌کاران بسیار زیادی هستند که تمام نیازهایشان را یکجا می‌خواهند.
  • در مرحله پذیرندگان آغازین، دقت کنید چه می‌گویم. بسیاری از این افراد، افرادی چون شما فناور هستند. آنها هوشمندند، آنها به محصول شما علاقه‌مندند، به زبان شما سخن می‌گویند و ایده‌های خوبی دارند. با آنان سخن بگویید و به پیشنهادهایشان توجه کنید.
  • در مرحله واقع‌بینان و محافظه‌کاران، با دقت بیشتر گوش فرا دهید. آنها اصلا شبیه شما نیستند. شما یک خوره (geek) هستید و فناوری را به خاطر خودش دوست دارید. آنها تنها می‌خواهند مشکلشان حل شود و جنگ‌های عقیدتی که ما بین خودمان داریم برای آنها کوچکترین اهمیتی ندارد. فرض نکنید که درباره مشکلاتی که با آن درگیر هستند همه‌چیز را می‌دانید. و راستی، ما آدم‌هایی غیر عادی هستیم نه آنها.
  • به یاد داشته باشید، واقع‌بینان کاربردگرا هستند. آنها راهکارهایی غیرهجو(درست و حسابی) برای مشکلات خودششان می‌خواهند. اگر ویژگی‌ای را نشان آنها دهید تنها به این خاطر که یکی از برنامه‌سازان شما فکر می‌کند عالیست، واقع‌بینان اصلا تاثیر نمی‌پذیرند.
  • اگر به محافظه‌کاران می‌فروشید، در محصولتان تغییرات بیجا انجام ندهید. محافظه‌کاران چون گربه هستند، اگر سریع حرکت کنید می‌ترسند.☺

~~~

پی‌نوشت

از دوستداران جفری مور که فکر می‌کنند چیزها را زیادی ساده‌کرده‌ام پوزش می‌خواهم. من خوره‌ای هستم که تلاش می‌کند بازاریابی را برای دیگر خوره‌ها شرح دهد. پس دوراندیشی است اگر بیشتر از این موشکافی نکنم.☺

خوانندگانی که جزییات بسیار بیشتری می‌خواهند قویا کتاب‌های «گذر از شکاف» (Crossing the Chasm) و کتاب بعدیش «درون گردباد» (Inside the Tornado) که آنهم کتاب بسیارخوبی است را توصیه می‌کنم.

این نوشته برگردانی است از:

Sink, Eric. “Act Your Age

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

Balatarinاین نوشته را به بالاترین بفرستید:

دسته بندی شده در: Business, marketing, بازاریابی, مدیریت و کارآفرینی, مقاله, نرم افزار, نرم‌افزاری, کسب‌وکار نرم‌افزار