چه کسانی اقتصاد را دوست دارند و چه کسانی ندارند!!؟؟

جایزه نوبل امسال مرا بسیار به فکر فرو برد , بهانه ای شد برای این نوشته:

همانطور که می دانید امسال جایزه را سه آمریکایی برند، جالب است؟ نه، اگر به فهرست برندگان جابزه نوبل اقتصاد به ویژه در این سالها نگاهی بیندازیم، در می یابیم بیشترشان آمریکایی هستند. اما نکته جالب تر:

هر سه یهودی هستند، آمار نشان می دهد که: %۵۵ برندگان آمریکایی جایزه نوبل اقتصاد یهودی هستند و در مجموع %۴۱ برندگان جهانی این جایزه یهودی هستند و این درصد ها با توجه به درصد جمعیت یهودیان عزیز درصد بسیار بالایی است.

بسیاری برآنند که اقتصاد دنیا دست یهودیان است، خوب حق دارند: چون اقتصاد می خوانند و خوب هم میخوانند. یهودیان به اقتصاد بسیار اهمیت می دهند (بر خلاف ما، متاسفانه) در بلاگی خواندم که کتاب “Thinking Strategically” (کتابی مقدماتی در نظریه بازی ها) پس از ترجمه در صدر کتب پرفروش “کتاب‌های علمی تحقیقی و مستند” قرار گرفته است.

درحالی که هر زمان اینجا سخن از اقتصاد به میان می آید همه فراری هستند، راستی چرا ما به اقتصاد اینقدر بی توجه هستیم!!!؟؟؟

دسته بندی شده در: اقتصاد, کتاب, , , ,

منابعی برای آشنایی با کسب و کار بازمتن

دوستانی از من منابعی برای آشنایی بیشتر با “کسب و کار متن باز و اقتصاد آن” خواسته اند، آنچه در اینجا می آید آغازی است برای آشنایی با جهانی بزرگ و رو به رشد:

۱/ مقاله کلاسیکِ “کلیسا و بازار” نوشته ی اریک ریموند، که وی در آن نشان داده که بازمتن می تواند کسب و کاری جدی و درآمدزا باشد. ترجمه ای خوب از آن با قلم شیوای “نیما ابوطالبی” را می توانید از اینجا بگیرید.

۲/ کتاب “کسب و کار و اقتصاد نرم‌افزارهای متن‌باز” که طرح ملی نرم‌افزارهای آزاد/متن‌باز آنرا به فارسی برگردانده را نیز از اینجا می توانید بگیرید.

۳/ اگر به هر طریقی دسترسی دارید کتاب”Open Sources 2.0 “پر است از نوشته های خوب و هر فصل از آن را یک متخصص نوشته است. به ویژه فصل های ۶-۹ به تجاری سازی، مدل های کسب و کار و دیگر جنبه های مالی بازمتن پرداخته است.

۴/ کتاب “Succeeding with Open Source: An Overview” نیز کتابی جالب و بر اساس تجربه های نویسنده آن است.

۵/ کتاب “Perspectives on Free and Open Source Software” که مانند منبع ۳ هر فصل از آنرا یک متخصص نوشته است، این کتاب را کامل یا فصل به فصل می توانید از اینجا بارگیری کنید.

۶/ بلاگ هایی را که در که در پست”بلاگ هایی برای پیدا کردن دید بهتر از بازمتن” نام برده ام پیگیری نمایید.

پ.ن: من در این بلاگ ” کسب و کار” را برابرنهادی برای “Business”بکار می برم.

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

دسته بندی شده در: Business, Business Model, linux, marketing, اقتصاد, بازاریابی, بازمتن, لینوکس, مدیریت و کارآفرینی, نرم افزار, نرم‌افزاری

یک پروژه بازمتن به همراه یک تیم بازاریابی. تصورش را بکنید.

بیشتر پروژهای بازمتن را افراد فنی مشتاقی آغاز می کنند که خوره هستند. هیچکدام از ابزارهای موجود، کاری که آنها می خواهند را نمی کند، پس آنها برنامه خود را می سازند و کدمنبع آن را در دسترس جهانیان قرار می دهد. دیگر سازندگان- که به همان اندازه اشتیاق دارند- از این کار خوششان می آید و در برطرف ساختن خطاها و افزودن ویژگی های جدید همکاری می کنند. این مدل تا زمانی جواب می دهد که پذیرندگان اولیه خودشان افرادی فنی باشند … اما مدیران سازمان ها این ایده را نمی پسندند. آنها تنها شماره یک جا را می خواهند که با آن طرف باشند.

به این خاطر است که من از صحبت با جان نیوتن لذت بردم، او یکی از موسسان و مدیر فنی شرکت Alfresco است، شرکتی که سیستم مدیریت محتوایِ(CMS) سازمانی باز متن می سازد. شرکت آنها در سال ۲۰۰۵ به وسیله جان نیوتن (از موسسان شرکت Documentum) و جان پاول (مدیر ارشد عملیاتی سابق شرکت Business Objects) برپا شد. این شرکت چیزی دارد که من به ندرت در جامعه بازمتن می بینم: روابط عمومی و دانش بازاریابی.

برخلاف پروژه هایی که با این نگرش آغاز می شوند: “پدرم یک دفتر خالی دارد، بهتر است شرکت بزنیم”، گروه Alfresco با نگرشی رقابتی با محوریت نرم افزار مدیریت محتوا شرکتشان را برپا کردند و به دنبال فرصت های نو در بازار گشتند. Alfresco بازمتن را سازوکاری یکتا برای پخش و توزیع یافت. این همان جمله ای است که از هواداران فنی بازمتن هم می شنوید، اما منظور کلی آنها این است: “ما این نرم افزار را می سازیم و دیگران می آیند… اگر نیامدند هم طوری نمی شود، چون کدی که ما نوشته ایم خیلی خوب است.” این گونه پروژه ها ممکن است به موفقیت برسد اما از آنها پولی در نمی آید. و سرآخر هزینه ها باید پرداخت شوند.

روشن است که آنها (Alfresco) می دانستند که چه نیاز دارند تا محصولی اساسی تولید کنند. Alfresco چشم اندازش نرم افزار مدیریت محتوایی بود که خواسته های سازمان ها را در بر داشت. در حالیکه بسیاری از نرم افزارهای مدیریت محتوای بازمتن در دسترس هستند، معمولا برای یک کار مشخص مثل ساخت وب سایت، ساخته شده اند. رقابت Alfresco با جوملا، دروپال یا پلون نیست بلکه با FileNet، OpenText و Documentum است. نیوتن می گوید بازمتن شرکت را قادر می سازد تا بستری مقرون به صرفه ارایه کند، %۸۰ آنچه مشتریان بکار می برند شامل مدیریت رکوردها، مدیریت تصویر، بستر مشارکتی و مخزن محتوا پیشتر نوشته شده است. احتمالا نیوتن از اینکه درباره ویژگی های محصولش با من سخن می گفت خیلی خوشحال بوده است و روشن است که کاربران سازمانی نیز از پیشینه درخشان موسسان شرکت مطمئن تر می شوند. اما آنچه توجه اصلی من را بر می انگیخت وضعیت خارق العاده شرکتی عادی بود که درباره سازمان ها سخن می گفت اما هنوز می خواست بازمتن باشد.

این گروه با خُبرگان بازمتن مصاحبه کرده بودند تا بدانند چه کاری جواب می دهد و بر اساس بهترین تجربه ها مدل کسب و کار خود را بسازند. موسسان شرکت در بازمتن تازه کار بودند، اما تجربه ها را با آغوش باز می پذیرفتند: آیا آنها باید خدمات را به فروش می گذاشتند؟ نرم افزار هایی بر اساس محصولی پایه؟ کدام بهترین نتیجه را حاصل می کند؟ نیوتن گفت که ” ما چندین مدل را آزمودیم”. برخی زود رد شدند. برای نمونه، مدل کسب و کار بازمتن که در آن بخشی از کُد رایگان است، ولی ویژگی های سازمانی پولی، برای سازمان های دولتی که دستور داشتند محصولات کاملا بازمتن بکارببرند،جواب نمی داد.

نیوتن در ادامه گفت: در عوض ” ما دریافتیم که فرصت در OEM (فروشندگان اصلی) و VAR (فروشندگان ارزش افزوده) وجود دارد.” افراد نرم افزار را بارگیری و امتحان می کنند. اما هر زمان که بخواهند نرم افزار بازمتن را در محیط سازمانی استفاده کنند، می توانند آنگاه برخی از سرویس ها را خریداری می کنند، سرویس هایی مثل حمایت فنی، خدمات نگهداری و پشتیبانی سریع و دسترسی درجا به ترمیم خطا. کُد %۱۰۰ بازمتن و براساس مجوز GPL است. (آنها تنها کسانی نیستند که این مدل کسب و کار را پذیرفته اند، نیوتن می گوید MySQL هم این مدل را به کار می برد.)

بخاطر جامعه محور بودن، آنها از تمانی مزیت های فرایندهای ساخت نرم افزار بازمتن استفاده کردند. از آنجا که Alfresco نرم افزارهای بازمتن بسیاری را در ساختش بکار برده، پروژه به سرعت اجرا شد. در شش ماه، نخستین نسخه بتا برای آزمایش آماده بود. سامانه ی تولید تا انتهای ۲۰۰۵ کامل شده بود. گرچه آنها انتظار داشتند یک جامعه ی برنامه نویسان را از نو بسازند، “گروهی از افراد ناراضی وجود داشتند که بخشی از اکوسیستم نرم افزارهای مدیریت محتوای سازمانی بودند ولی با آنها آنگونه که شایسته شان بود برخورد نشده بود”. این افراد دوست داشتند که در یک پروژه بازمتن مشارکت کنند پروژه ای که مشارکت شان در آن، چیزی واقعا متفاوت بسازد.

اگرچه Alfresco دانش بازاریابی بالایی دارد- یک متخصص روابط عمومی با من تماس گرفت و پیشنهاد برگزاری این نشست را داد- چرخه معمولی فروش آن با فرآیند سازمانی استاندارد کاملا متفاوت است. بنابه گفته نیوتن، این شرکت دنبال فروش مستقیم به سازمان ها نیست. کسی در سازمان مشتری ( معمولا فرد فنی که کارش مدیریت محتوا است) نرم افزار را آنلاین می یابد، آنقدر آنرا امتحان می کند تا به این برسد که مناسب نیازهایشان است، آنگاه با مدیرش تماس می گیرد. همینکه که مشتری تلفن را بر دارد، یعنی نرم افزار به فروش رفته. مشتریان سازمانی بزرگتر (البته آنها مشتریان واقعا بزرگی دارند، که بابت آنها به خود می بالند) ممکن است نیاز به جلسه داشته باشند. تجربه آنها می گوید چرخه فروششان از نخستین تماس ۴۰-۵۰ روز است در مقابل چرخه ۹-۱۲ ماهه فروشندگان معمولی نرم افزارهای سازمانی. نیوتن هزینه فروش نرم افزارهای بازمتن شان را %۲۰ بودجه فروشندگان نرم افزارهای اختصاصی، برآورد می کند. او می گوید”ما می توانیم با سود یکسان، نرم افزار را ارزان تر بفروشیم” و “هنگامیکه همه هزینه ها کم باشد، گزینه های نزدیک و در دسترس صنعت را فرو می پاشانند.”

نیوتن می گوید: “بازاریابی بهترین راه برای این کار است- اما فروش نه”. این درسی است که دیگر عرضه کنندگان نرم افزارهای سازمانی و کسانی که از آنها خرید می کنند باید از آنها یاد بگیرند.

این نوشته برگردانی است از:

Schindlerو Esther. “An Open-Source Project with a Marketing Team. Imagine That.”

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

دسته بندی شده در: Business, marketing, بازاریابی, بازمتن, مدیریت و کارآفرینی, مقاله, نرم افزار, نرم‌افزاری

بلاگ هایی برای پیدا کردن دید بهتر از بازمتن

اینجا فهرست بلاگ ها و سایت های انگلیسی است، خواندن این بلاگ ها دید و بینش بهتر از بازمتن به وجود خواهد آورد:

پ.ن: این فهرست را از جایی گرفته ام و خودم همه آنها را پیگیری نمی کنم .
راستی به مورد ۶ بیشتر دقت کنید

دسته بندی شده در: Business, Business Model, linux, marketing, اقتصاد, بازاریابی, بازمتن, لینوکس, مدیریت و کارآفرینی, نرم افزار, نرم‌افزاری

تنبلی، کلافگی و بلاگ

چند روزی است که مطلبی ننوشته ام، پوزش می خواهم. گرفتار تنبلی و از آن بدتر کلافگی شده ام. چند ده مقاله در انتظار خواندن به سر می برند. ۵-۶ مقاله نیمه ترجمه شده اند و … حوصله ندارم

تازگی فهمیدم که زبانم به شدت افت کرده و باید دوباره کار کنم. در ضمن سر یک دوراهی سفت و سخت بین دو کار که هردو را واقعا و به یک اندازه دوست دارم گیر کرده ام: ادامه تحصیل و برپایی شرکت. به هر حال باید برای TOEFL و GRE هم بخوانم.

ولی به زودی مقاله “مدل های کسب و کار وب” را می گذارم. مقاله جالبی است قسمتی از آن ترجمه شده، اگر تنبلی اجازه دهد به زودی آماده می شود.

دعا کنید مرا

دسته بندی شده در: نرم افزار

اندر Web 2.0

web2.0 universe mapیکی از صفت های خوب ما این است که زود جوگیر نمی شویم!! و به سادگی و زود به سراغ فناوری های نو (و نه فن آوری) نمی رویم و هنگامی که یک فناوری از تکاپو افتاد و یک فناوری نوتر جایگزین آن شد سراغش می رویم!!!!

یکی از آنها Web 2.0 است، که در واقع فناوری نیست، بلکه یک فرهنگ است شامل بکار گیری چند فناوری در کنار توجه به “خرد جمعی” (= Collective Intelligence).

این فرهنگ ۲ سالی است که به شدت مورد توجه شرکت های وبی قرارگرفته ولی از آن در سایت های ایرانی خبری نیست. تیم اورایلی مدیر عامل O’Reilly Media که پیشتر نیز از او سخن گفته ام مقاله ای کلاسیک در این باره دارد به نام “وب۲/۰ چیست؟” که ترجمه ای مناسب از آنرا اینجا می توانید ببینید. ترجمه این مقاله اسفند ۱۳۸۴ تقریبا همزمان در ماهنامه شبکه و هفته نامه ی عصرارتباط چاپ گردید (پس از آن نیز چندین بار در هر دو این ها مقاله هایی در این باره چاپ گردید) اما هنوز اثری از عمل به آن ( اثر چشمگیر) در سایت های ایرانی دیده نمی شود.

یکی از فناوری هایی که در وب ۲/۰ بسیار بکار برده می شود AJAX (بخوانید “اِی-جَکس” ونه آژاکس) است، که متاسفانه از آن هم تقریبا خبری نیست، گرچه ۲-۳ کتاب دراین باره چاپ گردیده. ترجمه مقاله ای کلاسیک در این زمینه را نیز اینجا می توانید ببینید.

وب ۲/۰ دنیایی از فرصت هاست برای کسب وکارهای نوپا.

امیدوارم اثر این فناوری و فرهنگ را به زودی در سایت های ایرانی ببینیم، به زودی نه هنگامی که دیگران دارند به سوی Web 3.0 می روند(گرچه زمزمه هایی نیز از آن هم اکنون شنیده می شود)

دسته بندی شده در: web, نرم افزار, وب

اقتصاددان در شرکت کامپیوتری!؟

هال واریان اقتصاد دانی مشهور و استاد دانشگاه برکلی است. کسانی که اقتصاد خوانده اند احتمالا وی را می شناسند، زیرا دو کتاب مهم وی به فارسی ترجمه شده اند. اما چیزی که مرا بر آن داشت این نوشته را بنویسم این بود که دیشب دانستم که وی برای یک شرکت کامپیوتری هم کار می کند!

حدس بزنید چه شرکتی؟
گوگل
و سمتش؟
اقتصاددان ارشد - Chief Economist

فکر می کنید چرا یک شرکت کامپیوتری باید اقتصاددان داشته باشد؟

راستی می دانید نام آخرین کتابش چیست؟

The Economics of Information Technology

دسته بندی شده در: اقتصاد, نرم افزار

اندر نکوهش ویژوال بیسیک ۲

در پست اندر نکوهش ویژوال بیسیک گفتم که به نظر من ویژوال بیسیک نه تنها زبان بدی است، بلکه بدترین زبان برای شروع و کسانی است که تاکنون برنامه نویسی نکرده اند.حال دلیل دیگر بر مدعای خود می آورم:

اریک ریموند از برنامه نویسان بسیار حرفه ای و یکی از پایه گذاران جنبش باز متن است. مقاله بسیار مفید و معروفی دارد با نام “چگونه هکر شویم؟” (هکر در اینجا به معنی برنامه نویس حرفه ای است) درباره برنامه نویسی و راه های حرفه ای شدن در آن. متن انگلیسی را در اینجا و ترجمه ای فارسی از آن را می توانید اینجا ببینید.

در انتهای متن در بخش پرسش های بسیار پرسیده شده به سوال ” آیا ویژوال بیسیک زبان برنامه‌نویسی خوبی برای شروع است؟ ” پاسخ می دهد که ترجمه آن را نقل می کنم. با توجه به این نکته که نسخه متن انگلیسی از نسخه ترجمه شده جدیدتر است، آنرا با اندکی تغییر بر اساس متن جدید اینجا می آورم:

پرسش: آیا ویژوال بیسیک زبان برنامه‌نویسی خوبی برای شروع است؟

پاسخ: اگر شما چنین سوالی را می‌پرسید، مطمئناً به این معنی است که شما قصد دارید که هکری را تحت ویندوز یاد بگیرید. این ایده به خودی خود بد است. هنگامی که من سعی برای هک کردن تحت ویندوز را با سعی برای یادگیری رقص هنگامی که داخل قالبی قرار دارید، مقایسه کردم، شوخی نمی‌کردم. به طرف ویندوز نروید چون خیلی بد است و هیچ‌وقت خوب نخواهد شد.

مشکل خاصی در رابطه با ویژوال بیسیک وجود دارد. مهم‌ترینشان این است که کد تولید شده توسط آن حمل‌پذیر نیست (قابل اجرا در سیستم عامل دیگری نیست). گرچه نمونه‌های اولیه‌ای بازمتنی از ویژوال بیسیک وجود دارد، اما استانداردهای ECMA به جز دسته‌ی کوچکی از خصوصیات رابط کاربری آنها از بقیه پشتیبانی نمی‌کند. تحت ویندوز اکثر پشتیبانی کتابخانه‌ای داده‌ها به یک شرکت خاص (مایکروسافت) تعلق دارد.

اگر شما کاملاً مراقب امکاناتی که از آنها استفاده می‌کنید -بیشتر از آنچه یک فرد مبتدی می‌تواند- نباشید، به طور قطع سرانجام در یکی از بسترهایی که مایکروسافت از آنها پشتیبانی می‌کند، محدود خواهید شد. اما اگر شما با یونیکس آغاز بکنید، زبانهای برنامه‌نویسی خیلی بهتری با کتابخانه‌های بهتری خواهید داشت. مثل پایتون.

مانند بیسیک‌های دیگر، ویژوال بیسیک زبانی است که طراحی بسیار ضعیفی دارد و شما را به روش‌های غلط در برنامه‌نویسی عادت می‌دهد. از من نخواهید که جزئیات آن را شرح دهم. این توضیحات یک کتاب را پر می‌کنند. به جای بیسیک یک زبان برنامه‌نویسی خوب طراحی شده را یاد بگیرید.

یکی از عادت‌های بد وابسته شدن به ابزار کتابخانه‌ای و ابزار توسعه‌ی یک شرکت خاص است. به طور کلی هر زبانی که به طور کامل حداقل توسط لینوکس یا یکی از BSD ها پشتیبانی نشود و یا حداقل تحت سیستم‌عامل‌های سه شرکت متفاوت کار نکند، یک زبان ضعیف برای هکری است.

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

دسته بندی شده در: مقاله, نرم افزار, نرم‌افزاری

اندکی صبر سحر نزدیک است

دوست عزیزی برای پست پیشین من نظری گذاشته که مرا برا آن داشت تا نوشته ای نو بنویسم. اول بخشی از نظر این دوست عزیز:

“همه ی مدل ها جواب میدن اما نه در ایران. در ایران حتی نمی توان از نرم افزار تجاری درآمد کسب کرد چه برسه به نرم افزار آزاد.”

می پذیرم که در ایران کسب و کار کمی سخت تر است (هر کسب و کاری جز دلالی) اما بهتر است کمی جدی تر به فرآیند شکل گیری و مدیریت شرکت های نرم افزاری در ایران نگاه کنیم. من در مورد مسایل فنی نرم افزار صحبت نمی کنم و فرضم این است که همه کسانی که شرکت نرم افزاری راه اندازی می کنند، نرم افزار نویسانی ماهر و حرفه ای هستند!؟ (بگذریم که بیشتر ما با روش (متدولوژی) های نو طراحی و تولید نرم افزار آشنایی نداریم):

متاسفانه بیشتر ما شرکت برپا می کنیم، چون کار دیگری نداریم بکنیم.
در کشورهای دیگر فرد یا افرادی که ایده ای دارند و می خواهند کسب و کاری برپاکنند، در آغاز طرح کسب و کار (Business Plan) آنرا تهیه می کنند. خوب در اینجا چه درصدی از شرکت های نرم افزاری و وبی نوپا این کار را می کنند؟

متاسفانه بیشتر افراد فکر می کنند داشتن دانش فنی برای برپایی کافی است، پیش تر هم گفته ام این تنها یک سوم نیاز است. چند مهندس کامپیوتر تازه از دانشگاه آمده می شناسید که دانشی هرچند اندک از مدیریت دارند؟
دانش مالی و حسابداری که از شام شب برای چنین فرد/افرادی واجب تر است چطور؟
آیا افرادی که می خواهند شرکتی برپا کنند بازاریابی می دانند و بازار را می شناسند، اگر نه پس برچه اساسی محصولات خود را تولید می کنند!!!!؟؟؟؟

بگذارید به عنصر بسیار مهم دیگری نیز بپردازم: صبر (به همراه پشتکار و امید) ، در دیگر کشورها شرکت های نوپا دوره بازگشت سرمایه را دست کم سه سال برآورد می کنند. یعنی نه تنها انتظار ندارند دست کم تا سه سال پولی به آنها برسد، بلکه می دانند تمام این مدت باید از جیب (مایه) بخورند. ولی ما که اینجا شرکت برپا می کنیم نه تنها می خواهیم که زود درآمد داشته باشیم، بلکه می خواهیم سریع ثروتمند (بیل گیتس) شویم.

نگاهی به زندگی کارآفرینان اینترنتی و نرم افزاری خارجی بسیار کمک می کند، ای کاش زندگینامه آنها را می خواندیم و می دیدیم برای اینکه به اینجا برسند چقدر زحمت و بی خوابی کشیده اند و چه بسیار صبر کرده اند.

هدف اصلی من از این بلاگ این بوده و هست که درباره “اقتصاد و مدیریت نرم افزار و وب” بنویسم و بر این تاکید کنم که: همه چیز دانش فنی نیست (گرچه لازم است ولی کافی نیست). صنعت نرم افزار از در ایران از دو سو ضربه می خورد: سیاست های کلان نادرست نرم افزاری و سو مدیریت مدیران شرکت های نرم افزاری.

دسته بندی شده در: اقتصاد, مدیریت و کارآفرینی, نرم افزار

مدل کسب‌وکار بازمتن ۱۲

فهرست ۱۲ مدل اپن سورس به همراه شرکت (موسسه)هایی که این مدل ها را بکار می برند آورده شده است:
۱. نرم افزار رایگان است اما ما برای پایایی و ماندگاری به اعانه (Donation) و کمک مالی (subsidy) نیاز دارد: بنیاد نرم افزاری آپاچی، ObjectWeb ،Eclipse
۲. نرم افزار رایگان است اما ما تبلیغ و جایگاه (مثل نوار ابزار) می فروشیم: موزیلا
۳. نرم افزار رایگان است اما اگر می خواهید آنرا در یک نرم افزار بسته متن (closed source) بکار برید، بهتر است که پولش را بپردازی: Trolltech, DB4Objects, Funambol, MySQL
۴. نرم افزار رایگان است اما خدمات رایگان نیستند: Covalent
۵. نرم افزار رایگان است اما پشتیبانی و نظارت مداوم و دسترسی به فایل های اجرایی (باینری)رایگان نیستند: RedHat
۶. نرم افزار رایگان است اما برخی ویژگی های سازمانی (حرفه ایِ شرکتی) رایگان نیستند: SugarCRM, Zimbra, JasperSoft
۷. نرم افزار رایگان است اما ما بر اساس آن مجصولی بسته متن تولید می کنیم. EnterpriseDB, GreenPlum
۸. نرم افزار رایگان است اما سخت افزار (ی که با آن ارایه می شود) نیست. Asterisk/Digium و SUN
۹. نرم افزار رایگان است اما ما هرچیز دیگری روی این سیاره را می فروشیم، از جمله نرم افزارهای بسته متن: IBM
۱۰. نرم افزار رایگان است اما این کار اصلی ما نیست: Ruby on Rails و اشخاصی که در پروژه ها همکاری می کنند
۱۱ . نرم افزار رایگان است زیرا ما آنرا دور انداخته ایم و دیگر به آن نیاز نداریم
۱۲. نرم افزار رایگان است زیرا ما ترافیک (بازدید) وب را می خواهیم: Google GWT, Yahoo YUI

پ.ن: این مطلب از مقاله Marten Mickos مدیر عامل MySQL گرفته ام لینکش دیگر (دست کم برای من) کار نمی کند ولی من آنرا از اینجا گرفته ام. ولی چون خودم بصورت فراگیر مدتی است دارم روی آن کار می کنم، اگر دوستی منابع بیشتری خواست می توانم در اختیارش قرار دهم.

اگر می خواهید بار دیگری که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو خوراک (feed) این بلاگ شوید.

دسته بندی شده در: Business, Business Model, linux, marketing, بازاریابی, بازمتن, لینوکس, مدیریت و کارآفرینی, مقاله, نرم افزار